این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    گیل دخت به چه معناست

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    گیل دخت به چه معناست را از این سایت دریافت کنید.

    گیلدخت

    معنی گیلدخت - معانی، لغت نامه دهخدا، فرهنگ اسم ها، فرهنگ معین و عمید، مترادف و متضاد و ... در فرهنگ لغت آبادیس - برای مشاهده کلیک کنید

    گیلدخت

    گیلدخت پیشنهاد کاربران

    ترتیب: قدیمیجدیدرای موافقرای مخالف

    گیلدا

    ٢٢:٥٠ - ١٤٠١/٠٢/٢٦

    گیلدخت به معنی دختره گیل یا همان گیلان هستش

    گزارش

    21 | 1

    گیل دخت

    ٢١:٢٧ - ١٤٠١/٠٨/٢٧ گیل دخت

    گزارش

    5 | 0

    مشاهده پیشنهاد های امروز

    معنی یا پیشنهاد شما

    + افزودن عکس و لینک

    منبع مطلب : abadis.ir

    معنی گیل

    معنی واژهٔ گیل در لغت‌نامه دهخدا به فارسی، انگلیسی و عربی از واژه‌یاب

    گیل

    لغت‌نامه دهخدا

    گیل . (اِخ ) به قوم ساکن گیلان اطلاق شود.(حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ) (معجم البلدان ). اسم طوایفی است که در ولایت گیلان در کوههای شمالی یعنی خلخال و طارم سکنی داشته اند و یونانیها آنها را کادوسی مینامیدند. (جغرافیای سیاسی کیهان ص 263) :

    سپر در سپر گیل مشکین کله

    خروشان همه چون هزبر یله .

    اسدی .

    - گیل مرد ؛ اهل گیلان . از اهالی و سرزمین گیل ها.

    - گیل مردم ؛ مردم گیل . مردم زمین گیلان . گیل ها :

    همان گیل مردم چو شیر یله

    ابا طوق زرین و مشکین کله .

    فردوسی .

    - گیل و دیلم ؛ مردم دو سرزمین و ناحیه ٔ گیلان و دیلمستان . این دو سرزمین به سبب داشتن مردانی جنگاور و کارزاری و افراد شجاع و دلیر در ادبیات فارسی اختصاص یافته اند و دو کلمه ٔ گیل و دیلم هر یک بمجاز در معنی شجاع و دلیر و جنگاور مستعمل شده است . و کلمه ٔ دیلم خاصةًمعنی مجازی دیگری نیز یافته است که خدمتکار و محافظو غلام سرایی سلاطین و امیران باشد. رجوع به کلمه ٔ مزبور شود :

    چو شب گیل شد در گلیم سیاه

    ورا زرد گیلی سپر گشت ماه .

    اسدی (گرشاسبنامه ص 223).

    || (اِخ ) گیلان را گویند و آن ولایتی باشد معروف از تبرستان . (برهان قاطع) (فرهنگ نظام ) (انجمن آرا) (آنندراج ). سرزمین گیل ها. گیلان معرب آن جیل است : مرداویج گیل داشت و برادرش وشمگیر خراسان . (مجمل التواریخ و القصص ). رجوع به گیلان شود.

    - گیل ودیلم ؛ سرزمین گیلان و دیلمستان :

    ز گیل و ز دیلم بیامد سپاه

    همی گرد لشکر برآمد به ماه .

    فردوسی .

    || (ص ) بمجاز شجاع و دلیر. || (اِ) به زبان گیلانی رعیت و روستایی و مردم عامی را گویند. (برهان قاطع). || چوب سخت باشداز درخت عناب که از آن وسایل و اسباب سازند و معرب آن جیل باشد. (از انساب سمعانی ج 2 ص 148).

    جست‌وجوی گیل در واژه‌نامه‌های دیگر

    نگارش معنی دیگر برای گیل

    منبع مطلب : www.vajehyab.com

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 7 روز قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید