این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    هم خانواده خرج

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    هم خانواده خرج را از این سایت دریافت کنید.

    خرج

    معنی خرج - معانی، لغت نامه دهخدا، فرهنگ اسم ها، فرهنگ معین و عمید، مترادف و متضاد و ... در فرهنگ لغت آبادیس - برای مشاهده کلیک کنید

    خرج

    /xarj/

    مترادف خرج: امرار، صرف، مخارج، مصرف، نفقه، هزینه ، باج، خراج، باروت، مواد منفجرهمتضاد خرج: دخل، برج، درآمدبرابر پارسی: هزینه

    بستن تبلیغات

    فارسی به انگلیسی

    charge, load, expenditure, expense, costs, cost, disbursement, outlay, priming, amorce

    مترادف ها

    expenditure (اسم)

    صرف، پرداخت، هزینه، خرج، بر امد، مصرف

    charge (اسم)

    حمله، مسئولیت، اتهام، بار، تصدی، وزن، هزینه، عهده، خرج، مطالبه، مطالبه هزینه، عهده داری

    cost (اسم)

    ارزش، هزینه، خرج، بها، قدر

    outgo (اسم)

    هزینه، خرج، مخرج، عزیمت، خروج

    disbursement (اسم) پرداخت، هزینه، خرج expense (اسم)

    هزینه، خرج، بر امد، مصرف

    outlay (اسم)

    پرداخت، هزینه، خرج، مبلغ سرمایه گذاری شده

    input (اسم)

    خرج، درون گذاشت، پول بمیان نهاده، نیروی مصرف شده

    بستن تبلیغات

    لغت نامه دهخدا

    خرج. [ خ ُ ] ( ع اِ ) باج. خراج. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( ازلسان العرب ). ج ، اَخراج ، اَخاریج ، اَخرِجة. || غَنج. ( محمودبن عمر ). || معرب خور. ( یادداشت بخط مؤلف ). || خُرجین. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ). خُرجینه. ( دهار ) ( زمخشری ). جوال دوگوشه. جوال دودسته. ( یادداشت بخطمؤلف ). ج ، خِرْجة : و ناصح الدین امروز خُرجی است پر از خراج مقدرت و برجی است پر از افواج میسرت. ( تاریخ آل سلجوق محمدبن ابراهیم ). و ارتفاع شتوی یک من خرج نشده بود غله برداشتند و خرجها پر کردند و به در شهر آمد. ( تاریخ آل سلجوق محمدبن ابراهیم ).

    خرج. [ خ َ ] ( ع اِ ) بیرون شد از مال هرچه باشد. هزینه. دررفت. رفتیه. ضد درآمد. ( ناظم الاطباء ). هزینه. ( صحاح الفرس ) ( محمدبن عمر ). خورد خور. ( یادداشت بخط مؤلف ). مقابل دخل :

    مرا دخل و خرج ار برابر بدی

    زمانه مرا چون برادر بدی.

    فردوسی.

    چو خرج خویش فزونتر ز دخل خویش کند.

    فرخی.

    خرج آن مال بیوجه کند پشیمانی آرد. ( کلیله و دمنه ).

    ای نداده خرج جودت تن در این سوی شمار

    وی نهاده دخل جاهت پای از آن سوی قیاس.

    انوری.

    بر آن کدخدا زار باید گریست

    که دخلش بود نوزده خرج بیست.

    نظامی.

    زآن بنه چندانکه بری دیگر است

    دخل وی از خرج تو افزون تر است.

    نظامی.

    دخل آب روان است و خرج آسیای گردان. ( گلستان ).

    چو دخلت نیست خرج آهسته تر کن

    چنین خوانند ملاحان سرودی

    اگر باران بکوهستان نبارد

    بسالی دجله گردد خشک رودی.

    سعدی ( گلستان ).

    ملک را آب وبندگان را نان

    خانه را خرج و خرج را مهمان.

    اوحدی.

    هرکه را خرج ز دخل است فزون عاقل نیست.

    صائب.

    || صرف. مصرف. نفقه. ( ناظم الاطباء ) : چنانکه خرج سرمه اگرچه اندک اندک اتفاق افتد آخر فنا پذیرد. ( کلیله و دمنه ).

    کرده ام اجری امروزتو جان

    خرج فردای تو زر بایستی.

    خاقانی.

    پس آنگه از خز و دیبا و دینار

    وجوه خرج دادندش بخروار.

    نظامی.

    تا بچهل سال که بالغ شود

    خرج سفرهاش مبالغ شود.

    نظامی.

    قلب اندوده حافظ بر او خرج نشد

    کاین معامل بهمه عیب نهان بینا بود.

    بیشتر بخوانید ... بستن تبلیغات

    فرهنگ فارسی

    هزینه، خراج، باج، هزینه، نقیض دخل، اخراج جمع

    ( اسم ) خرجین خرجینه بار دان .

    نام وادیی در دیار بنی تمیم است از آن بنی کعب بن عنبر در سفلای صمان .

    فرهنگ معین

    (خُ ) [ ع . ] (اِ. ) نک خرجین .

    (خَ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - هزینه . ۲ - حق کار و زحمت . ۳ - نفقه . ۴ - مادة منفجره برای پرتاب گلوله و مانند آن .

    فرهنگ عمید

    ۱. [مقابلِ دخل] هزینه.

    ۲. (نظامی ) [مجاز] مادۀ منفجره ای برای پرتاب گلوله، موشک، و مانند آن.

    ۳. (فقه ) نفقه.

    ۴. (اسم مصدر ) [قدیمی] مصرف.

    گویش مازنی

    /Kherj/ هزینه – خرج & نام روستایی در حوزه ی خانقاپی سوادکوه

    واژه نامه بختیاریکا

    ( خَرج ) به خرج رهدِن

    غذای مراسم. مثلاً خَرج دادِن یعنی غذا درست کردن؛ غذا دادن

    بَرج

    دانشنامه اسلامی

    [ویکی فقه] خَرج، شهرستان (محافظه) و شهری در استان (منطقه) ریاض در عربستان سعودی است.

    شهرستان خرج در جنوب شرقی استان ریاض قرار دارد و از شمال به شهرستان های ریاض و حائر، از مغرب به مزاحمیة و حَریق، از جنوب غربی به حوطه بنی تَمیم، از جنوب به اَفلاج و از غرب به استان شرقیه محدود می شود و مشتمل بر شهرهای یَمامه، سِلمیه، دُلَمْ و سَیح یا خرج است.

    جغرافیای شهرستان خرج

    مساحت شهرستان خرج حدود بیست هزار کیلومترمربع و جمعیت آن در ۱۳۸۹ش/۲۰۱۰ بالغ بر شش صد هزار تن بوده است. این شهرستان دربیابان های جنوب شرقی ریاض قرار دارد. ناهمواری ها غالباً در مغرب و جنوب غربی خرج امتداد دارند و کوه های طُوَیق مهم ترین آنهاست. در مشرق خرج نیز بیابان دَهْنا واقع است. دره های بسیاری در کوه های اطراف خرج وجود دارد، از جمله وادی سَهْباء در مشرق و حَنیفه در شمال غربی که نام آن ها از قدیم در منابع آمده است و در حیات آبادی های منطقه مؤثر بوده اند. با توجه به آب های سطحی این دره ها، سدهایی نیز در برخی از این دره ها احداث کرده اند که مهم ترین آن ها دِرعیّه، باطن و حائر در وادی حنیفه است. منابع آبی خرج از سیلاب ها و چشمه هایی از قبیل ضلع، فَرزان، سَمْحَه، اُمّ خیسَة و خَفْس دِغْرَه تأمین می شود. هوای خرج به علت موقعیت خاص جغرافیایی، در اغلب روزهای سال خشک و تابستان ها بسیار گرم است. اختلاف دما در شبانه روز بسیار بالاست. دمای هوا در تابستان ْ۴۷ و در زمستان به صفر درجه می رسد. میزان رطوبت نسبی آن بین ۱۲% تا ۷۶% متغیر است. میزان باران سالیانه خرج بین ۲۵ تا ۵۰ میلیمتر بوده ولی در برخی سال ها به ۵۰۰ میلیمتر نیز رسیده است. خرج نسبت به سایر مناطق جنوب سرزمین نجد حاصلخیزتر (به ویژه در وادیها) و دارای تنوع گیاهی فراوانی است.

    محصولات کشاورزی

    مهم ترین محصولات کشاورزی خرج، خرما، حبوبات، انگور، لیمو، انار و انجیر و دام های بومی آن جا شتر و گوسفند است.

    راه های مواصلاتی ... wikifeqh: خرج

    منبع مطلب : abadis.ir

    منبع مطلب : chromewebdata

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 1 ماه قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید