این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    ناصرخسرو قبادیانی

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    ناصرخسرو قبادیانی را از این سایت دریافت کنید.

    ناصرخسرو

    ناصرخسرو

    از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

    لحن یا سبک این مقاله بازتاب‌دهندهٔ لحن دانشنامه‌ای استفاده‌شده در ویکی‌پدیا نیست. لطفاً کلمات ستایش‌گونه و غیر ادبی و عبارت‌های نادانشنامه‌ای را بزدایید. برای راهنمایی بیشتر راهنمای نوشتن مقاله‌های بهتر و لحن بی‌طرف را ببینید.

    برای دیگر کاربردها ناصرخسرو (ابهام‌زدایی) را ببینید.

    ناصر خسرو قبادیانی نام اصلی

    ابومعین ناصر بن خسرو بن حارث قبادیانی بلخی

    زاده ۹ ذیقعده ۳۹۴ قمری

    ۳ سپتامبر ۱۰۰۴ میلادی

    ۱۲ شهریور ۳۸۳ خورشیدی

    قبادیان، تاجیکستان کنونی

    محل زندگی بلخ، مرو، قاهره، بدخشان

    درگذشته ۴۸۱ قمری ۱۰۸۸ میلادی ۴۶۷ خورشیدی

    یمگان، بدخشان؛ افغانستان کنونی.

    آرامگاه درهٔ یمگان در بدخشان افغانستان

    لقب حجت؛ سید شاه ناصر خسرو؛ پیر کوهستان

    تخلص ناصر

    پیشه شاعر و نویسنده و فیلسوف

    زمینه کاری حکمت، فلسفه، شعر، ادب،

    ملیت ایرانی

    در زمان حکومت غزنویان، سلجوقیان، فاطمیان مصر

    کتاب‌ها وجه دین؛ سفرنامه؛ جامع‌الحکمتین؛ زادالمسافرین؛ خوان‌الاخوان؛ روشنایی‌نامه؛ سعادت‌نامه؛ دلیل‌المتحرین و چند اثر دیگر

    دیوان اشعار دیوان اشعار پارسی و دیوان اشعار عربی

    دلیل سرشناسی سفرنامه نویسی - اشعار

    ابومعین ناصر بن خسرو بن حارث قبادیانی بلخی، معروف به ناصرخسرو (۳۹۴–۴۸۱ ه‍.ق) از شاعران بزرگ فارسی‌زبان، فیلسوف، حکیم و جهانگرد ایرانی[۱][۲] و از مبلغان مذهب اسماعیلی بود.[۳][۴] وی در قبادیان از توابع بلخ متولد شد و در یمگان از توابع بدخشان درگذشت.[۵] وی بر اغلب علوم عقلی و نقلی زمان خود از قبیل فلسفه[۶] و حساب و طب و موسیقی و نجوم و کلام تبحر داشت و در اشعار خویش به کرات از احاطه داشتن خود بر این علوم تأکید کرده‌است. ناصر خسرو به همراه حافظ و رودکی جزء سه شاعری است که کل قرآن را از برداشته‌است.[] وی در آثار خویش، از آیات قرآن برای اثبات عقاید خودش استفاده کرده‌است.

    از سلسله مقالات دربارهٔ:

    رودکی

    گسترش آثار گسترش جای‌ها گسترش کسان گسترش رودکی پژوهان گسترش یادمان‌ها سخناندرگاه شعر نبو

    زندگی‌نامه

    ابومعین ناصر بن خسرو بن حارث قبادیانی بلخی، معروف به ناصرِ خسرو، در ۹ ذیقعده ۳۹۴ قمری (۳ سپتامبر ۱۰۰۴ میلادی، ۱۲ شهریور ۳۸۳ خورشیدی) در روستای قبادیان بلخ در خراسان بزرگ[۷][۸] -در کشور کنونی تاجیکستان[۹]- در خانوادهٔ ثروتمندی که ظاهراً به امور دولتی و دیوانی اشتغال داشتند چشم به جهان گشود.

    بگذشت ز هجرت پس سیصد نود و چار بنهاد مرا مادر بر مرکز اغبر

    (اغبر = غبارآلود، مرکز اغبر = کره زمین)

    در آن زمان پنج سال از آغاز سلطنت سلطان محمود غزنوی می‌گذشت. ناصر خسرو در دوران کودکی با حوادث گوناگون روبرو گشت و برای یک زندگی پرحادثه آماده شد: از جمله جنگ‌های طولانی سلطان محمود و خشکسالی بی‌سابقه در خراسان که به محصولات کشاورزان صدمات فراوان زد و نیز شیوع بیماری وبا در این خطه که جان عدهٔ زیادی از مردم را گرفت.

    ناصر خسرو از ابتدای جوانی به تحصیل علوم متداول زمان پرداخت و قرآن را از برکرد. در دربار پادشاهان و امیران از جمله سلطان محمود و سلطان مسعود غزنوی به عنوان مردی ادیب و فاضل به کار دبیری اشتغال ورزید و بعد از شکست غزنویان از سلجوقیان در نبرد دندانقان، ناصر خسرو به مرو و به دربار سلیمان چغری بیک، برادر طغرل سلجوقی رفت و در آنجا نیز با عزت و اکرام به حرفه دبیری خود ادامه داد و به دلیل اقامت طولانی در این شهر به ناصر خسرو مروزی شهرت یافت.

    همان ناصرم من که خالی نبود ز من مجلس میر و صدر وزیر

    نخواندی به نامم کس از بس شرف ادیبم لقب بود و فاضل دبیر

    به تحریر اشعار من فخر کرد همی کاغذ از دست من بر حریر

    وی که به دنبال سرچشمه حقیقت می‌گشت با پیروان ادیان مختلف از جمله مسلمانان، زرتشتیان، مسیحیان، یهودیان و مانویان به بحث و گفتگو پرداخت و از رهبران دینی آن‌ها در مورد حقیقت هستی پرس و جو کرد. اما از آنچا که به نتیجه‌ای دست نیافت، دچار حیرت و سرگردانی شد و برای فرار از این سرگردانی به شراب و می‌گساری و کامیاری‌های دوران جوانی روی آورد.

    بنا بر نوشته اش در سفرنامه ناصرخسرو در سن چهل سالگی شبی در خواب دید که کسی او را می‌گوید «چند خواهی خوردن از این شراب که خرد از مردم زایل کند؟ اگر بهوش باشی بهتر» ناصر خسرو پاسخ داد «حکما، چیزی بهتر از این نتوانستند ساخت که اندوه دنیا ببرد». مرد گفت «حکیم نتوان گفت کسی را که مردم را به بیهشی و بی‌خردی رهنمون باشد. چیزی باید که خرد و هوش را بیفزاید.» ناصر خسرو پرسید «من این از کجا آرم؟» گفت «عاقبت جوینده یابنده بود» و به سمت قبله اشاره کرد.[۱۰] ناصر خسرو در اثر این خواب دچار انقلاب فکری شد، از شراب و همه لذائذ دنیوی دست شست، شغل دیوانی را رها کرد و راه سفر حج در پیش گرفت. وی مدت هفت سال سرزمین‌های گوناگون از قبیل آذربایجان، ارمنستان، آسیای صغیر، حلب، طرابلس، شام، سوریه، فلسطین، جزیرة العرب، قیروان، تونس و سودان را سیاحت کرد و سه یا شش سال در پایتخت فاطمیان یعنی مصر اقامت کرد و در آنجا در دوران المستنصر بالله به مذهب اسماعیلی گروید و از مصر سه بار به زیارت کعبه رفت.

    ناصر خسرو در سال ۴۴۴ بعد از دریافت عنوان حجت خراسان از طرف المستنصر بالله رهسپار خراسان گردید. او در خراسان و به‌خصوص در زادگاهش بلخ اقدام به دعوت مردم به کیش اسماعیلی نمود، اما برخلاف انتظارش مردم آنجا به دعوت وی پاسخ مثبت ندادند و سرانجام عده‌ای تحمل او را نیاورده و در تبانی با سلاطین سلجوقی بر وی شوریده، و از خانه بیرونش کردند. ناصر خسرو از آنجا به مازندران رفت و سپس به نیشابور آمد و چون در هیچ‌کدام از این شهرها در امان نبود به‌طور مخفیانه می‌زیست و سرانجام پس از مدتی آوارگی به دعوت امیر علی بن اسد یکی از امیران محلی بدخشان که اسماعیلی بود به بدخشان سفر نمود و بقیهٔ ۲۰ تا ۲۵ سال عمر خود را در یمگان بدخشان سپری کرد.

    پانزده سال برآمد که به یمگانم چون و از بهر چه زیرا که به زندانم

    وی تمام روستاهای بدخشان را گشت. حکیم ناصر خسرو در بین اهالی بدخشان دارای شأن، مقام و منزلت خاصی است تا حدی که مردم او را به‌نام «حجت»، «سید شاه ناصر ولی»، «پیر شاه ناصر»، «پیر کامل»، و غیره یاد می‌کنند. او در ۴۸۱ قمری (۱۰۸۸ میلادی، ۴۶۷ خورشیدی) درگذشت. مزار وی در یمگان زیارتگاه است.

    منبع مطلب : fa.wikipedia.org

    زندگینامه ناصر خسرو قبادیانی

    ناصرخسرو حکیم، شاعر و جهانگرد بزرگ ایرانی است که مشهورترین اثرش سفرنامه،‌ به چند زبان ترجمه شده و از اهمیت بسیاری نزد پژوهشگران جهان برخوردار است. - کجارو

    خانهمشاهیر

    زندگینامه ناصر خسرو قبادیانی | آثار، اشعار و سفرنامه

    فاطمه حکمت شعار

    پنجشنبه، ۲۷ خرداد ۱۴۰۰ ساعت ۱۰:۰۲

    اشتراک گذاری

    ناصرخسرو قبادیانی، حکیم،‌ فیلسوف، جهانگرد و شاعر مشهور ایرانی در سده پنجم هجری قمری است. مشهورترین کتاب او «سفرنامه» از منابع مهم جغرافیای تاریخی محسوب می‌شود.

    حکیم ناصرخسرو قبادیانی بلخی، متکلم،‌ فیلسوف، و جهانگرد بلندآوازه و مشهور ایران زمین و از بزرگ‌ترین شعرای زبان فارسی در سده پنجم هجری قمری است. متکلمی برجسته، ادیبی وارسته، حکیمی توانا و شاعری بزرگ که به بیشتر علوم زمان خود واقف و نزد مردم و سلاطین زمان، از ارج و قرب بسیاری برخوردار بود. ناصرخسرو، خانواده‌ای ثروتمند و به‌عنوان دبیر دربار،‌ جایگاه ممتازی نیز در جامعه داشت.

    ناصرخسرو در ۴۰ سالگی و به سبب خوابی که می‌بیند،‌ دچار انقلاب فکری شده و از تعلقات دنیوی دست می‌شوید. پس از زیارت خانه خدا و هفت سال جهانگردی، به تبلیغ مذهب اسماعیلی و نگارش کتاب روی می‌آورد. «سفرنامه» مهم‌ترین اثر باقی‌مانده از او،‌ تابه‌حال به چند زبان دنیا ترجمه شده و از منابع مهم جغرافیای تاریخی به حساب می‌آید. در این نوشتار با زندگی و آثار ناصرخسرو قبادیانی بیشتر آشنا می‌شوید.

    همه چیز درمورد ناصرخسرو قبادیانی

    ناصرخسرو کیست؟ زندگی‌نامه ناصرخسرو اشعار ناصرخسرو سفرنامه ناصرخسرو ناصرخسرو کیست؟

    منبع تصویر: خبرگزاری ایرنا

    حکیم ابومعین ناصرخسرو قبادیانی بلخی، ملقب به ناصرخسرو و متخلص به حجت، شاعر، فیلسوف، متکلم، حکیم و جهانگرد مشهور ایرانی در قرن پنجم هجری قمری بود. تبحر و تسلط ناصرخسرو بر اغلب علوم عقلی و نقلی زمان خود از جمله طب، ‌نجوم، فلسفه، ریاضیات، شعر، کلام و موسیقی همواره مورد توجه قرار گرفته و حتی خود نیز در اشعارش به احاطه کامل بر علوم مختلف،‌ بارها تاکید داشته است. از طرفی، ناصرخسرو پیرو و مبلغ مذهب اسماعیلی بود و استفاده از آیات قرآن در آثارش به کرات دیده می‌شود؛ چراکه چون حافظ و رودکی، به‌عنوان حافظ کل قرآن شناخته می‌شد. برخی معتقدند باوجود اینکه عموم مردم ناصرخسرو را بیشتر به شعر و ادب می‌شناسند، او پیش و بیش از اینکه شاعر باشد، متکلمی قدرتمند بود.

    ناصرخسرو در کنار رودکی و حافظ، سه شاعر تاریخ ادبیات ایران‌اند که حافظ کل قرآن بودند

    زندگی این حکیم دانشمند و شاعر توانا، فراز و نشیب‌های بسیاری داشت. در جوانی به تحصیل علوم مختلف پرداخته و با تکیه بر این دانش و خانواده دیوان سالار خود،‌ به دربار غزنویان (سلطان محمود و سلطان مسعود غزنوی) راه می‌یابد و صاحب جاه و مقام می‌شود. پس از آن نیز، در زمان سلجوقیان به دربار «ابوسلیمان جغرى بیک داوود بن میکائیل» پادشاه سلجوقی وارد و در سمت دبیری مشغول به کار شده و بر مال و مکنت خود می‌افزاید. با این حال، در ۴۳ سالگی و به جهت خوابی که می‌بیند،‌ دفتر و دیوان دربار را رها کرده واز کارهای دولتی کناره‌گیری می‌کند. ابتدا به سفر حج می‌رود و از آنجا راهی سرزمین‌های دیگر و در نهایت رهسپار دیار مصر می‌شود.

    چند سالی از زندگی ناصرخسرو در مصر سپری شده و در همین کشور است که به فرقه اسماعیلیه (از فرق شیعی منتسب به اسماعیل فرزند امام ششم شیعیان) پیوست و با لقب «حجة الجزيرة الخراسان» یا «حجت خراسان» به تبلیغ عقاید آن‌ها می‌پردازد. این اتفاق رویه زندگی و حتی اشعار ناصرخسرو را تغییر داده و بی‌مهری‌های فراوانی را نیز از جانب دیگران بر این حکیم فیلسوف روا می‌دارد. با این حال،‌ بسیاری از آثار و اشعار ناصرخسرو در همین زمان به رشته تحریر در می‌آید. مشهورترین اثر ناصرخسرو «سفرنامه» نیز در همین ایام نوشته شد که محصول مشاهدات سفر هفت ساله این شاعر به شهرها و کشورهای مختلف و یکی از منابع مهم جغرافیای تاریخی است.

    امروزه این شاعر بلندآوازه زبان پارسی،‌ جایگاه ویژه‌ای در میان سایر اندیشمندان جهان دارد و پژوهش در آثار و اشعار اخلاقی و پندآموز او، اهمیت و ضرورت بیشتری پیدا کرده است.

    آثار ناصرخسرو

    ناصرخسرو تالیفات بسیاری داشته که برخی از آن‌ها از جمله دیوان شعر عربی، بستان‌العقول و دلیل‌المتحرین به مرور زمان دستخوش نابودی شد و آنچه باقی مانده به شرح زیر است:

    دیوان اشعار فارسی زادالمسافرین: از متون منثور کهن فارسی و از مهم‌ترین آثار کلامی فلسفی اسماعیلیروشنایی‌نامه: رساله‌ای به نظمسعات‌نامه: رساله‌ای به نظموجه دین: رساله‌ای به نثر در کلام و احکام و شریعتخوان‌الاخوان: کتابی به نثر در اخلاق و حکمت و موعظهجامع‌الحکمتین: رساله‌ای به نثر فارسی دری و در بیان عقاید اسماعیلیانگشایش و رهایش: رساله‌ای به نثر روان فارسی شامل ۳۰ پرسش و پاسخ در موضوعات دینسفرنامه: مهم‌ترین و معروف‌ترین اثر ناصرخسرو مشتمل بر مشاهدات و گزارش سفر هفت ساله او که به زبان‌های متعددی ترجمه شده و در کنار «سفرنامه مارکوپولو»، از کتب مهم این حوزه است.

    زندگی‌نامه ناصرخسرو

    منبع  عکس: پینترست

    ابومعین ناصر بن خسرو بن حارث قبادیانی بلخی، در ۹ ذیقعده ۳۹۴ هجری قمری (۱۲ شهریور ۳۸۳ شمسی) در روستای قبادیان از توابع بلخ که روزگاری از شهرهای مهم خراسان بود و امروزه متعلق به افغانستان، ‌دیده به جهان گشود. قبادیان نیز که اکنون در شمال افغانستان واقع شده، بخشی از تاجیکستان امروزی به شمار می‌رود. در تاریخ آمده که خانواده ناصرخسرو،‌ تبار ثروتمندی بودند که به امور دولتی و دیوانی اشتغال داشتند. دوران کودکی او مصادف با آغاز سلطنت «سلطان محمود غزنوی» پادشاه سلسله ترک‌تبار ایرانی غزنویان گذشت. در دوران جوانی ناصرخسرو قرآن را از بر کرد و به تحصیل علوم مختلف زمان خود پرداخت. سپس به‌عنوان مردی ادیب و فاضل وارد دربار سلطان محمود شد و شغل دبیری را تا زمان فرزند او «سلطان مسعود غزنوی» نیز ادامه داد.

    منبع مطلب : www.kojaro.com

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 6 روز قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید