این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    موضوع انشا سوم ابتدایی

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    موضوع انشا سوم ابتدایی را از این سایت دریافت کنید.

    بهترین موضوعات انشا برای دانش آموزان ابتدایی، راهنمایی و متوسطه

    کوکا

    فال حافظ کوکا

    متن زیبا و دلنشین

    کوکا 🔥 موضوع انشا

    🔥 موضوع انشا

    انشا در مورد مهربانی و زحمت های مادر – کلاس چهارم

    انشا در مورد کتاب و دانایی

    انشا در مورد کتاب است آیینه روزگار!

    انشا در مورد سرگذشت یک رود از زبان خودش – کلاس پنجم

    انشا در مورد پاییز و زیبایی هایش – کلاس چهارم

    انشا در مورد قدم زدن در باران پاییزی

    انشا در مورد چک چک صدای باران در ناودان

    انشا در مورد حس و حال شنیدن صدای باران – کلاس هشتم

    انشا در مورد طراوت باران در یک جنگل

    انشا در مورد خاطره یک روز پاییزی (خوب و به یاد ماندنی)

    انشا در مورد خداحافظی با فصل پاییز

    انشا در مورد گفتگوی مادر و فرزند – کلاس ششم

    انشای ادبی زیبا در مورد پاییز – پایه دوازدهم

    انشا در مورد عشق مادر به فرزند – کلاس ششم

    انشا در مورد مادر برای کلاس سوم ابتدایی

    انشای فوق العاده زیبا درباره ماه تابان

    انشا در مورد سکوت شب زیباترین صداست – کلاس ششم

    انشا در مورد صداهایی که در جنگل می شنویم

    انشا در مورد صدای به هم خوردن برگ درختان – کلاس پنجم

    انشا در مورد صدای گذر رودخانه در دل دشتی زیبا

    انشا در مورد صدای وزش شدید باد (نگارش هشتم)

    انشای زیبا در مورد صدای آبشار

    انشا درباره خاطرات دوران قرنطینه و روزهای کرونایی

    انشا در مورد از زبان درخت سرسبز با آدم ها حرف بزنید!

    انشای زیبا در مورد توصیف دریا (ادبی و عادی)

    انشا در مورد چرا گاهی اوقات تنهایی پسندیده است

    انشا درباره تفاوت عبادت انسان با سایر موجودات

    انشا درباره دیدن یک شکارچی از دریچه چشم یک آهو

    انشا درباره هوای پاک

    انشا در مورد کنکور

    انشا در مورد قلم

    انشا از زبان یک آینه

    انشا در مورد خاطرات عید فطر

    انشا در مورد عید فطر برای کودکان

    انشا ادبی در مورد فقر و ثروت

    معنی و داستان ضرب المثل یک لحظه غفلت، یک عمر پشیمانی

    تحقیق : آسیب اجتماعی مواد مخدر برای انسان و جامعه و تاثیر آن در زندگی فرد

    انشا در مورد سیل و کمک به سیل زدگان

    معنی و داستان ضرب المثل دیوار موش داره، موشم گوش داره

    معنی و داستان ضرب المثل این دغل دوستان که می بینی مگسانند گرد شیرینی

    انشا در مورد ضرب المثل گندم از گندم بروید جو ز جو

    معنی و ریشه ضرب المثل لنگه کفش کهنه هم در بیابان غنیمت است

    انشا درباره توصیف فصل تابستان برای کودکان

    انشا درباره فصل زمستان برای کلاس چهارم و پنجم

    انشا درباره فصل زمستان برای کلاس سوم

    انشا در مورد توصیف شخصیت پدربزرگ

    انشا درباره خانواده ی خوب چه نقشی در موفقیت دارد؟

    انشا درباره فرهنگ آپارتمان نشینی چیست؟

    انشا درباره کتاب های خاک گرفته چه می گویند؟

    انشا درباره سرگذشت مداد سیاه از زبان خودش

    انشا درباره چگونه بین انسان ها دیوار به وجود می آید؟

    انشا درباره چرا فردا دیر است؟

    انشا درباره از زبان نیمکت با دانش آموزان حرف بزنید

    انشا درباره چرا آسمان شب زیباست؟

    انشا درباره اگر در غار سرد و تاریک زندگی می کردم؟

    انشا در مورد زیباترین صدایی که شنیدم

    انشا درباره نیروی انتظامی

    متن درباره توصیف فصل بهار برای کودکان (توضیح کامل)

    انشا در مورد تک درختی در بیابان به انتظار باران

    انشا درباره اگر من مخترع بودم چه چیزی اختراع می کردم؟

    ⭐️ لینک های مفید

    خرید نهال گردوفروشگاه اینترنتی لباس ارزاندانلود رمان عاشقانه و جذاب معروفنظافت منزل در تهرانبهترین دکتر کاشت مو در تهرانمجله سلامت و پزشکیوبسایت آشپزی rezimقیمت دستگاه لیزر الکساندرایتخرید قاب گوشیخرید اینترنتی کرم پودر از الانزامجله تغذیه و سلامتیhttps://rdiet.ir/بهترین جراح بینی در تهراندکتر مغز و اعصابسایت سلامت و پزشکی سومیتانمونه رپورتاژ آگهی

    ارتباط با کوکا

    صفحه اصلیتبلیغات در کوکاتماس با مادرباره ما

    🔥 موضوعات داغ

    سبک زندگیسلامت و پزشکیخواص هاتناسب اندامارزش غذاییپوست و مواطلاعات داروییدانستنی های بارداریگیاهخواریمعرفی فیلمدیالوگ های ماندگارمعرفی کتابچهره هاسرگرمیاشعار زیبامتن زیباسخنان بزرگانپیام تبریکتولدت مبارکمتن انگیزشیمتن عاشقانهترین هادانستنی هادانش و فن آوریدکوراسیون داخلی منزلعکس های جالب و دیدنیگل و گیاهانموضوع انشاآشپزیمتن عاشقانه نابمتن زیبا و دلنشینمتن و جملات

    توجه

    مطالب بخش سلامت و پزشکی سایت کوکا فقط جنبه اطلاع رسانی و آموزشی دارند. این مطالب توصیه پزشکی تلقی نمی شوند و نباید آنها را جایگزین مراجعه به پزشک جهت تشخیص و درمان کرد.

    All rights reserved to coca.ir ©

    منبع مطلب : www.coca.ir

    انشای دوره ابتدایی :: نمونه انشاء با موضوعات مختلف

    ۱۱ مطلب با موضوع «انشای دوره ابتدایی» ثبت شده است - زنگ انشاء، نوشتن انشا، انشای آماده، موضوع انشا، نمونه انشا

    نمونه انشاء با موضوعات مختلف

    نمونه انشاء با موضوعات مختلف زنگ انشاء، نوشتن انشا، انشای آماده، موضوع انشا، نمونه انشا

    ۱۱ مطلب با موضوع «انشای دوره ابتدایی» ثبت شده است

    ۱۱ مطلب با موضوع «انشای دوره ابتدایی» ثبت شده است انشا با موضوع سنگ قبر پدرم

    موضوع انشا: سنگ قبر پدرم

    هر وقت می آیم کنارت و سلام میکنم جوابی نمی شنوم

    وقتی دستانم را به رویت می کشم لطافت آن موقع را ندارد ولی آرامشم میدهد

    وقتی اشک میریزم دیگر دستانت گونه هایم را لمس نمی کند

    وقتی نگاهت میکنم چشمانت به من خیره نمی شود[enshay.blog.ir]

    وقتی به دو زانو کنارت مینشینم وحرف میزنم جوابی نمیشنوم

    وقتی به آغوشت میکشم گرمای تنت را حس نمی کنم

    وقتی زیاد حرف میزنم ودرد دلم را میگویم دستانت گیسوانم را نوازش نمی دهد

    وقتی هنگام رفتن به نیمرخ عکس بالای سرت نگاه میکنم صدایی نمی شنوم که نرو

    آخر چرا رفتی پدر که سنگ قبرت

    اینگونه حسرتت را در دلم بگذارد...

    دلم برات خیلی تنگ شده پدر

    ۳ نظر انشاء

    انشا با موضوع خاطره ی من از دوران اول ابتدایی

    موضوع: خاطره ی من از دوران اول ابتدایی

    سال اول ابتدایی بودم.

    از همه عوامل مدرسه می ترسیدم .همه برایم بیگانه بودند.اولین روز کلاس فقط

    می دانستم که روی یک نیمکت باید بنشینم .سرجا ی نشستن، یکی ازبچه ها بامن درگیر شد.ازخود دفاع کردم .گریه کردم.امروزه خیلی برایم جالب است ولی درآن موقع حکم زندگی را داشت.

    به قول ویل دورانت:"زندگی کشمکش دا ئمی با طبیعت"

    لذت بخش ترین دوران سال اولم نوشتن

    مقدمه کتاب فارسی بود همان خطوط بی معنی.درنقاشی ام همیشه سه عنصر حضور داشتندخورشید،گل وپرنده.

    امروزخودم را وراندازمی کنم می بینم

    این سه موجود را خیلی دوست دارم.

    درآن زمان تغذیه می دادندمن سه سال

    تغذیه خورده ام .شیر پاکتی را با ترکه خوردم .من خود به شخصه بالای صف کتک خورده ام تا شیر پاکت تمام شد.

    ما شیر گاو داشتیم شیر پاکتی یه مزه ی دیگر داشت. استفراغم می داد .

    ناظم اگه نمی دید آن را روی زمین گلی می ریختم. از یادآوری زدن دانش آ موزان در ابتدایی حس غریبی به من دست می داد.

    و امروز آن را جنایت می دانم.چون کودک برای کتک خوردن نرفته است و حس دوگانه پیدا می کند .توباید چیزی یاد بدهی نه آنکه بزنی. تو که می دانی او نمی داند.

    آن موقع ردی ها زیاد بود. اکثرا سه ساله بودند و هم کلاسی ها باهم هم سال نبودند .

    من هر سال قبول می شدم وحس خوبی داشتم واز اینکه سه ساله نبودم خوشحال .

    باخواهرم هم مدرسه ای بودم . می خواستم با معلم کلاس اولم عکس بندازم

    خودم روم نشد بگم .با اصرار خواهرم معلم آماده بود مرا کشید نزد خود و عکس گرفتیم .خیلی خوشحال بودم .سال هاآن عکس را با خمیر نان یا برنج پخته به دیوارگلی خانه یمان می چسباندم دوباره در هنگام بهار می کندم

    خلاصه آنقدر آن را به دیوار چسبانده بودم کوچک کوچک شده بود.هرسال گوشه ای از آن کم می شد.

    معلمان من تاسال سوم ابتدایی سپاه دانش بودند.باکت ودامن یک رنگ .اکثرا کاموا می بافتند بازرس می آمد قایم می کردند. ترسناک ترین ا

    کش به وسط ده انگشت من زد ماه ها کبودی روی انگشتانم ماند دستم ورم کرد.

    ما نا خن گیر نداشتیم .با چاقو ویا تیغ

    ناخن ها را کوتاه می کردیم .زیر ناخن ما گل بود.خلاصه بهداشت مناسب نداشتیم.

    بایاد آوری دوران ابتدائی باتمام تلخی وشیرینی هایش یک امر مسلم است که معلمان روشنگران راه تاریکی و جهلند.

    اگر همراه با مهربانی باشد تاثیرش بسیار

    زیاد خواهد بود.... ۰ نظر انشاء

    موضوع انشا هدف از مدرسه آمدن

    موضوع انشا: هدف از مدرسه آمدنهدفم از مدرسه آمدن

    اگر کلی بخواهم توضیح دهم هدفم تبدیل کردن زندگی فعلی به زندگی که بتوانم و شجاعتش را داشته باشم که انتخاب کنم ودنبال علایقم بروم زندگی ای که شبیه رویاهای کودکی ام باشد

    البته بعضی روز ها هم هست که به مدرسه می ایم اما نه برای

    درس خواندن و نه برای حرف زدن و دیدن دوستانم شاید بخاطر اینکه می خواهم از یک سری ادم ها و از یک سری اتفاق ها دور شوم و جایی هم برای رفتن ندارم جز مدرسه ...

    گاهی وقتا هم هست که خودم را مسیر م و آرزو های رنگینم را میان یک دنیا تاریکی گم میکنم و دنبالشان در مدرسه میگردم ...

    اما بعضی وقتا هم هست که این سوال را از خودم میپرسم اما جوابی ندارم که به خودم بدهم ...

    ۵ نظر انشاء

    انشا با موضوع فرشتە و گلپری

    موضوع انشا: فرشتە و گلپری

    یک روز گلپری خیلی بی حوصله بود وبا عروسکش یک گوشه ازخانه نشسته بودند.

    گلپری تنها ارزویش واقعی شدن عروسکش بوداما غیر ممکن بود یک عروسک زنده بشه وگلپری بتونه باهاش بازی بکنه و حرف بزند.

    اما یک روز یک فرشتە بسیار زیبا با لباس های سفید دید باورش نمی شد کە واقعی است. فکر می کرد خواب می بیند.

    فرشتە گفت: عزیزم میدونم ارزوت غیر ممکنه اما بامن بیا گلپری که هنوز باورش نمی شد که واقعی است بادهن باز از تعجب و حیرت، با فرشتە رفت.

    ـ وای دارم خواب میبینم؟

    ـ نه واقعی است.

    انجا پربود ازعروسک های زیبا ودیدنی ازهر نوع که بخواهید.

    گلپری گفت:من چندتا از این عروسک هارا با خود می برم.

    فرشتە گفت :نمیتوانید انها را ببرید چون اگر به انها دست بزنید می میرند.

    دخترک به خانه بازگشت.

    مامانش اورا صدازد:دخترم بیا اینجا ، تا به حال کجا بودی؟

    گلپری که نمیدانست چه کند ونمی توانست دروغ بگوید اما مجبور بود ،چون فرشتە به او گفته بود نباید به کسی بگویید.

    گلپری برای اولین بار به مادرش راستش را نگفت.

    وگلپری گفت:بادوست هایم بە پارک رفتە بودیم.

    باشە دخترم اما یک بار دیگر با اجازە برو.

    گلپری خیلی ناراحت بود چونبە مادرش دروغ گفتە بود.

    شب وقت خواب گلپری با مهربانی بە پیش مادرش رفت وخودش را،تحمل نکرد وهمه چیز رابه مادرش گفت.

    مادرش ازدست گلپری دلخور بود اما اورا بخشید.

    از گلپری خاست تا فرشتە را بە او نیز نشان بدهد و گلپری نیز قبول کرد.

    منبع مطلب : enshay.blog.ir

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 2 روز قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید