این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    معنی درس شش فارسی نهم

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    معنی درس شش فارسی نهم را از این سایت دریافت کنید.

    معنی درس ششم فارسی نهم

    معنی درس ششم فارسی نهم - آداب زندگانی معنی کلمات و شعر و آرایه های آداب زندگانی   📚 درس ششم فارسی پایه نهم 🔴 درس 6 : آداب زندگانی 🔻 بدان که مردم بی

    معنی درس ششم فارسی نهم - آداب زندگانی - هوم درس

    خانه

    معنی درس ششم فارسی نهم – آداب زندگانی

    معنی درس ششم فارسی نهم – آداب زندگانی

    معنی کلمات و شعر و آرایه های آداب زندگانی

    📚 درس ششم فارسی پایه نهم

    🔴 درس 6 : آداب زندگانی

    🔻 بدان که مردم بی هنر مادام بی سود باشد، چون مغیلان که تن دارد و سایه ندارد

    🔹 معنی: ای پسر بدان که انسان بی فضیلت همیشه بی فایده است، مانند درختچه خارشتر که جسم دارد ولی سایه ندارد.(این عبارت آرایه ی تشبیه دارد)

    🔻 نه خود را سود کند نه غیر خود را؛

    🔹 معنی: (چنین انسانی) نه برای خود سودمند است و نه برای دیگران.

    🔻 جهد کن که اگر چه اصیل وگوهری باشی گوهرتن نیز داری که گوهرتن از گوهر اصل بهتر بود؛

    🔹 معنی: با وجود داشتن اصل و نسب نیکو تلاش کن شایستگی فردی نیز داشته باشی زیرا شایستگی فردی از اصل و نسب نیکو بهتر است.

    🔻 چنان که گفته اند: بزرگی خرد و دانش راست نه گوهر و تخمه را،

    🔹 معنی: زیرا همان گونه که گفته اند: بزرگی انسان به عقل و دانش اوست نه به اصل و نژاد او

    🔻 اگر مردم را با گوهر اصل گوهر هنر نباشد، صحبت هیچ کس را به کار نیاید.

    🔹 معنی: اگر انسان همراه با اصل و نسب نیکو شایستگی فردی نداشته باشد، برای همنشینی با هیچ کسی مناسب نیست.

    🔻 در هر که این دو گوهر یابی، چنگ در وی زن و از دست مگذار که وی همه را به کار آید.

    🔹 معنی: درهر کس این دو ویژگی( اصل و نسب نیکو و شایستگی فردی) را یافتی با او ارتیاط برقرار کن و او را از دست نده زیرا چنین انسانی برای همه سودمنده است

    🔻 *سخن نا پرسیده مگوی و از گفتار خیره پرهیز کن . چون باز پرسند ، جز راست مگو. تا نخواهند ، کس را نصیحت مگوی و پند مده ؛ خاصّه کسی را که پند نشنود که او خود اوفتد.

    🔹 معنی : تا حرفی را از تو نپرسیده‌اند ، چیز نگو و از سخن بیهوده دوری کن. وقتی از تو چیزی می‌پرسند ، فقط حرف راست بگو. تا از تو نخواسته‌اند کسی را نصیحت نکن و پند نده ؛ مخصوصاً کسی که پندها را نمی‌شنود و نمی‌پذیرد ، زیرا چنین کسی خودش گرفتار می‌شود.

    💡 لغت : نا پرسیده : نپرسیده / گفتار : سخن / خیره : بیهوده / خاصه : مخصوصاً / خود اوفتد : خودش گرفتار شود.

    نکته دستوری :

    باز پرسند : فعل پیشوندی / راست : صفت جانشین اسم (= حرف راست)

    🔻 در میان جمع هیچ کس را پند مده. از جای تهمت زده پرهیز کن و از یار بداندیش و بد آموز بگریز. به غم مردمان شادی مکن تا مردمان نیز به غم توی شادی نکنند.

    🔹 معنی : در میان جمع کسی را نصیحت نکن . از رفتن به جایی که مردم به آن گمان بد دارند ، دوری کن و از دوست بدخواه و بداندیش فرار کن. با غم و اندوه مردم خوشحال نشو تا این که مردم نیز در غم تو شادی نکنند.

    نکته دستوری :

    تهمت زده : مشتق – مرکّب / بد اندیش و بد آموز : صفت مرکّب / مردمان : ساده / شادی : مشتق / مده و مکن : فعل نهی

    🔻 * داد ده تا داد یابی . خوب گوی تا خوب شنوی . اگر طالب علم باشی ، پرهیزگار و قانع باش و علم دوست و بردبار و کم سخن و دور اندیش.

    🔹 معنی : حقّ مردم را بده تا به حقّت برسی. حرف خوب بزن تا حرف خوب بشنوی ، اگر خواهان علم و دانش هستی ، پرهیزگار و قانع باشد و دوست دار علم ، شکیبا ، کم حرف و آینده نگر باش.

    💡 لغت : داد : عدل و انصاف ( داد ده : حق را بده ، با عدل و انصاف ، رفتار کن.) / طالب : خواهنده ، طلب کننده/ پرهیزگار : پارسا / دور اندیش : آینده نگر

    نکته دستوری :

    پرهیزگار : مشتق / علم دوست ، بردبار ، کم سخن و دور اندیش : مرکّب / فعل اسنادی « باش » بعد از « دور اندیش » به قرینه‌ی لفظی ، حذف شده است و تمام واژه های « پرهیزگار ، قانع ، علم دوست ، بردبار ، کم سخن و دور اندیش » ، نقش مسندی دارند.

    نوع نثر : مسجّع و آهنگین

    از : الهی نامه‌ی خواجه عبدا… انصاری

    🔻 * عمر در پرستش خدای تعالی خرج کن که حساب ، او خواهد خواست. بر گذشته و شکسته و ریخته افسوس مخور . تمام زیرکی را عاقبت اندیشی نام نه. معیشت تنگ را به توکّل دفع کن ، دین را به علم نگاه دار ، اگر علم خواهی با تنهایی بساز.

    🔹 معنی : عمر خودت را در راه عبادت خداوند بلند مرتبه ، سپری کن ، زیرا خداوند در روز قیامت از انسان‌ها ، حساب رسی خواهد کرد. بر چیزهایی که گذشته و از دست رفته ، افسوس نخور. تمام هوشیاری و زیرکی را در عاقبت اندیشی و آینده نگران بدان . سختی زندگی را با اعتماد به خداوند ، سپری کن. با علم و دانش ، دین خود را حفظ کن. اگر خواستار علم و دانش هستی با تنهایی بساز و مدارا کن.

    💡 لغت : تعالی : بلند مرتبه / حساب : حساب رسی کردن ، باز خواست کردن / شکسته : ویران شده / افسوس : حسرت ، غصّه / عاقبت اندیشی :آینده نگری ، فکر پایان کاری را کردن / معیشت : زندگی / توکّل : اعتماد

    نکته دستوری :

    واژه های « پرستش ، گذشته ، شکسته ، ریخته ، زیرکی و تنهایی » ، مشتق هستند. / عاقبت اندیشی : مشتق – مرکّب

    🔻 * فراخ دلی خواهی تن آسانی را بگذار . کم خصمی خواهی ، به خود مشغول باش . خلق را دوست خواهی مال را دشمن گیر . خود را آسوده خواهی ، بد مکن. شر نخواهی ، بد بگذار. جنگ نخواهی ، تحمّل کن. دعا را بهتر از سپاه دان. امید را بهتر از گنج دان. هرچه دون خدای است همه را باطل دان. بلا از دوست عطاست ، پس ، از عطا نالیدن خطاست.

    اگر آسوده خیال می‌خواهی ، تنبلی را رها کن . اگر می‌خواهی که دشمن ، کم‌تر داشته باشی ، به کار خودت مشغول شو. اگر می‌خواهی مردم با تو دوست باشند ، دشمن مال و ثروت باش. اگر می‌خواهی آرامش و آسایش داشته باشی ، کارهای بد ، انجام نده . اگر می‌خواهی از شرّ و بدی در امان باشی ، بدی را کنار بگذار. ( در حقّ کسانی بدی نکن ) . اگر خواستار جنگ و دعوا نیستی ، سختی‌ها و ناملایمات را تحمّل کن . مناجات با خدا را ( کمک خواستن از خدا را) بهتر از قدرت سپاه و لشکر بدان . امیدواری را بهتر از گنج و ثروت بدان.

    🔹 معنی : هر چیزی که غیر از خداست ، باطل بدان ، بلا و رنجی که از جانب خدا باشد ، بخشش و عطا است و نالیدن از عطا و بخشش اشتباه است.

    💡 لغت : فراخ دلی : آسودگی خیال ، بی باکی/ تن آسانی : تنبلی / کم خصمی : کم دشمن بودن / شر : بدی / بگذار : رها کن / دون : غیر / عطا : بخشش / مال را دشمن گیر : مال اندوزی نکن ، بخشنده باش

    منبع مطلب : homedars.ir

    درسنامه آموزشی ادبیات فارسی کلاس نهم درس 6: آداب زندگانی با پاسخ

    خودارزیابی (صفحهٔ 50 کتاب درسی) | نکتۀ زبانی: گروه فعلی (1) زمان حال (مضارع) | گفت‌وگو (صفحهٔ 52 کتاب درسی) | نوشتن (صفحهٔ 52 کتاب درسی) | حکایت: شو، خطر کن! | واژه نامه | اعلام

    درسنامه آموزشی ادبیات فارسی کلاس نهم

    درس 6: آداب زندگانی با پاسخ

    آخرین ویرایش 15 فروردین 1401

    گزارش خطا 140966 فارسی

    ستایش: به نام خداوند جان و خرد

    فصل 1: زیبایی آفرینش

    درس 1: آفرینش همه تنبیه خداوندِ دل است

    درس 2: عجایبِ صُنعِ حق تعالی

    فصل 2: شکفتن

    درس 3: مثل آیینه، کار و شایستگی

    درس 4: هم نشین

    فصل آزاد: ادبیات بومی (1)

    فصل 3: سبک زندگی درس 6: آداب زندگانی درس 7: پرتوِ اُمید

    درس 8: هم‌زیستی با مامِ میهن

    فصل 4: نام‌ها و یادها

    درس 9: راز موفقیت درس 10: آرشی دیگر درس 11: زنِ پارسا

    فصل 5: اسلام و انقلاب اسلامی

    درس 12: پیام‌آور رحمت

    درس 13: آشنای غریبان، میلادِ گل

    درس 14: پیدای پنهان

    فصل آزاد: ادبیات بومی (2)

    فصل 6: ادبیات جهان درس 16: آرزو

    درس 17: شازده کوچولو

    نیایش: بیا تا برآریم دستی ز دل

    ویدیو دوره آموزشی، فارسی نهم دوره اول متوسطه

    مدرس: حمیدرضا درخشانی

    مدت دوره: 37 ساعت (82 فایل)

    فارسی

    3402 تست 238,140 تومان

    ریاضی

    4206 تست 294,420 تومان

    علوم تجربی

    4763 تست 333,410 تومان

    مطالعات اجتماعی

    2642 تست رایگان

    انگلیسی

    2494 تست رایگان

    پیام‌های آسمان

    1582 تست رایگان

    عربی

    1913 تست رایگان

    قرآن

    699 تست رایگان

    استعداد تحلیلی

    290 تست رایگان

    آمادگی دفاعی

    223 تست رایگان

    کار و فناوری

    209 تست رایگان

    بدان که مردم بی‌هنر، مادام بی‌سود باشد، چون مُغیلان که تن دارد و سایه ندارد؛ نه خود را سود کند و نه غیر خود را؛

    آگاه باش که انسان بی‌فضیلت همیشه بی‌بهره است، مثل گیاه خار شتر که تن و ساقه دارد، اما سایه و سودی ندارد؛ نه به خودش بهره و سودی می‌رساند نه به دیگران.

    جهد کن که اگر چه اصیل و گوهری باشی، گوهر تن نیز داری که گوهر تن از گوهر اصل بهتر بُوَد؛

    تلاش کن که اگرچه اصل و نسب خوبی داری ولی صفات اکتسابی (= دانش و فضیلت) خوبی نیز داشته باشی؛ زیرا دانش و فضیلت (= گوهر تن) از اصالت خانوادگی (= گوهر اصل) بهتر است.

    چنان‌که گفته‌اند: «بزرگی، خرد و دانش راست نه گوهر را،1 اگر مردم را با گوهرِ اصل، گوهرِ هنر نباشد، صحبتِ هیچ کس را به کار نیاید و در هر که این دو گوهریابی، چنگ در وی زن و از دست مگذار که وی همه را به کار آید...»2

    1 آنچنان که گفته‌اند بزرگی انسان به عقل و دانش است نه اصل و نسب

    2 اگر انسان با اصل و نسب باشد، اما دانش و فضیلت نداشته باشد، هم نشینی و معاشرت با وی برای هیچ کس سودمند نیست و در هر کس که این دو گوهر (اصل و نسب و دانش و فضیلت) را دیدی او را به دست آور و رها نکن، زیرا او برای همه فایده دارد.

    سخن، ناپرسیده مگوی و از گفتار خیره پرهیز کن. چون باز پرسند، جز راست مگوی.1 تا نخواهند، کس را نصیحت مگوی و پند مده؛ خاصّه کسی را که پند نشنود که او خود اوفتد. در میان جمع هیچ‌کس را پند مده. از جای تهمت زده پرهیز کن و از یار بداندیش و بدآموز بگریز.2 به غم مردمان شادی مکن تا مردمان نیز به غم تو شادی نکنند. داد ده تا داد یابی. خوب گوی تا خوب شنوی.3 اگر طالب علم باشی، پرهیزگار و قانع باش و علم دوست و بُردبار و کم سخن و دوراندیش.4

    1 تا زمانی که سخنی را از تو نپرسیده‌اند، حرفی نزن و از سخن بیهوده، دوری کن. وقتی از تو چیزی می‌پرسند فقط سخن راست را بگو.

    2 از مکانی که ممکن است به خاطر رفت و آمد در آن به تو تهمت زده شود، پرهیز کن، از دوست بدخواه و گمراه کننده دوری کن.

    3 عدالت را رعایت کن و حق مردم را بده تا تو نیز عدالت ببینی و حقت را بدهند. حرف خوب بزن تا حرف خوب بشنوی.

    4 اگر به دنبال علم هستی، باتقوا و پاکدامن باش و دوستدار علم و شکیبا، کم‌تر سخن بگو و آینده نگر باش.

    قابوس نامه، عنصر المعالی کیکاووس

    آدمی باید که بسیار نگوید و سخن دیگری به سخن خود قطع نکند.1 اگر سوال از جماعتی کنند که او داخل آن جماعت بود، بر ایشان سبقت ننماید و اگر کسی به جواب مشغول شود، او بر بهتر جوابی از آن، قادر بوَد، صبر کند تا آن سخن، تمام شود، پس جواب خود بگوید بر وجهی که در متقدّم طعن نکند2 و در محاوراتی که به حضور او میان دو کس رود، خوض ننماید و اگر از او پوشیده دارند، اِستراق سَمع نکند و تا او را با خود در آن مشارکت ندهند، مداخلت نکند.3

    1 انسان نباید زیاد حرف بزند و هم چنین نباید با حرف زدن خود صحبت دیگران را قطع کند.

    منبع مطلب : gama.ir

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 3 روز قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید