این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    مستشاران یعنی چه

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    مستشاران یعنی چه را از این سایت دریافت کنید.

    مستشار

    معنی مستشار - معانی، لغت نامه دهخدا، فرهنگ اسم ها، فرهنگ معین و عمید، مترادف و متضاد و ... در فرهنگ لغت آبادیس - برای مشاهده کلیک کنید

    مستشار

    /mostaSAr/

    مترادف مستشار: رایزن، مشاور، مشیر، کارشناس خارجیبرابر پارسی: رایزن

    بستن تبلیغات

    فارسی به انگلیسی

    advisor

    مترادف ها

    counselor (اسم)

    مشاور، رایزن، وکیل مدافع، مستشار

    councilor (اسم)

    مشاور، رایزن، عضو انجمن، عضو شورا، مستشار، کنکاشگر

    councillor (اسم)

    رایزن، عضو انجمن، عضو شورا، مستشار، کنکاشگر

    counsellor (اسم) وکیل مدافع، مستشار

    لغت نامه دهخدا

    مستشار. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی ازاستشارة. مشورت کرده شده یعنی آنکه با او مشورت کنند و از او صلاح پرسند. ( غیاث ) ( آنندراج ). کنکاش خواسته شده. کسی که از او طلب مشورت کنند. ( ناظم الاطباء ). مصلحت گذار. رای زن. رجوع به استشارة شود :

    گفت پیغمبر بکن ای رای زن

    مشورت کالمستشار مؤتمن.

    مولوی ( مثنوی ).

    مشورت با عقل کردم گفت حافظ می بنوش

    ساقیا می ده به قول مستشار مؤتمن.

    حافظ. - امثال :

    المستشار مؤتمن ( حدیث ). باآنکه رای زنند خیانت نورزد. رای زننده استوار باشد. ( امثال و حکم دهخدا ).

    || در اصطلاح عدلیه و دادگستری ، هریک از اعضای اصلی دادگاههایی که بیش از یک تن آنها را اداره می کند. توضیح اینکه دادگاههایی که اعضای اصلی آن بیش از یک تن است از قبیل دادگاههای استان و دیوان عالی کشور و دیوان کیفر، اعضای دادگاه از یک رئیس و چند مستشار تشکیل می شوند که هر کدام بالتساوی حق یک رأی دارند و رأی اکثریت اعضا قابل اجرا است. || هر یک از اعضای شعب دیوان محاسبات. || کارآزموده و مطلع و ذوفنی که راهنمون شود در امری یا شغلی یا مسأله ای ( چنانکه سالها پیش مستشاران بلژیکی که به اصلاح و آموزش مسائل گمرکی ایران آمدند و مستشاران سوئدی که به اصلاح و آموزش مسائل پلیسی گمارده شدند و مستشاران امریکائی که به امور مالی پرداختند ).

    بستن تبلیغات

    فرهنگ فارسی

    مشورت کرده شده، کسی که بااومشورت کنند، طرف شور و مشورت، رایزن

    ( اسم ) ۱ - کسی که با او مشورت کنند و صلاح پرسند رای زن : مشورت باعقل کردم گفت : حافظ . می بنوش . ساقیا. می ده بقول مستشار موتمن . (حافظ ) ۲ - متخصصی که از کشوری خارج برای اصلاح وزارت خانه یا اداره ای استخدام کنند . یا مستشار سفارت . رای زن سفارت .

    فرهنگ معین

    (مُ تَ ) [ ع . ] (اِفا. ) ۱ - طرف مشورت ، رایزن . ۲ - متخصصی که از کشورهای خارج برای اصلاح وزارتخانه یا اداره ای استخدام کنند. ، ~ سفارت رای زن سفارت .

    فرهنگ عمید

    ۱. (سیاسی ) [منسوخ] رایزن.

    ۲. [قدیمی] کسی که با او مشورت می کنند، طرف مشورت.

    فارسی به عربی

    مستشار

    پیشنهاد کاربران

    ترتیب: قدیمیجدیدرای موافقرای مخالف

    شهریار آریابد

    ٠٨:٣٦ - ١٣٩٧/٠٨/٢٧

    در پارسی پناپند و رایزن

    گزارش

    16 | 2

    پارسا میریوسفی

    ١٦:٢٦ - ١٣٩٩/١٠/١٢

    مشاور، مشیر، کارشناس

    گزارش

    37 | 0

    رضا

    ٠٠:٠١ - ١٤٠١/٠٩/٠٣ الف میانجی ب داور

    گزارش

    0 | 0

    مشاهده پیشنهاد های امروز

    معنی یا پیشنهاد شما

    + افزودن عکس و لینک

    منبع مطلب : abadis.ir

    معنی مستشار

    معنی واژهٔ مستشار در لغت‌نامه دهخدا به فارسی، انگلیسی و عربی از واژه‌یاب

    مستشار

    لغت‌نامه دهخدا

    مستشار. [ م ُ ت َ ] (ع ص ) نعت مفعولی ازاستشارة. مشورت کرده شده یعنی آنکه با او مشورت کنند و از او صلاح پرسند. (غیاث ) (آنندراج ). کنکاش خواسته شده . کسی که از او طلب مشورت کنند. (ناظم الاطباء). مصلحت گذار. رای زن . رجوع به استشارة شود :

    گفت پیغمبر بکن ای رای زن

    مشورت کالمستشار مؤتمن .

    مولوی (مثنوی ).

    مشورت با عقل کردم گفت حافظ می بنوش

    ساقیا می ده به قول مستشار مؤتمن .

    حافظ. - امثال :

    المستشار مؤتمن (حدیث ). باآنکه رای زنند خیانت نورزد. رای زننده استوار باشد. (امثال و حکم دهخدا).

    || در اصطلاح عدلیه و دادگستری ، هریک از اعضای اصلی دادگاههایی که بیش از یک تن آنها را اداره می کند. توضیح اینکه دادگاههایی که اعضای اصلی آن بیش از یک تن است از قبیل دادگاههای استان و دیوان عالی کشور و دیوان کیفر، اعضای دادگاه از یک رئیس و چند مستشار تشکیل می شوند که هر کدام بالتساوی حق یک رأی دارند و رأی اکثریت اعضا قابل اجرا است . || هر یک از اعضای شعب دیوان محاسبات . || کارآزموده و مطلع و ذوفنی که راهنمون شود در امری یا شغلی یا مسأله ای (چنانکه سالها پیش مستشاران بلژیکی که به اصلاح و آموزش مسائل گمرکی ایران آمدند و مستشاران سوئدی که به اصلاح و آموزش مسائل پلیسی گمارده شدند و مستشاران امریکائی که به امور مالی پرداختند).

    جست‌وجوی مستشار در واژه‌نامه‌های دیگر

    نگارش معنی دیگر برای مستشار

    منبع مطلب : vajehyab.com

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 4 روز قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید