این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    فرماندهی سپاه خوزستان در شروع حمله صدام

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    فرماندهی سپاه خوزستان در شروع حمله صدام را از این سایت دریافت کنید.

    INTUITION

    INTUITION | اشـــــــــــراق | سپاه خوزستان -

    خانه آرشیو ایمیل عناوین RSS پروفایل

    درباره

    کانال پرتو اشراق در تلگرام

    جهت عضویت در کانال پرتو اشراق بر روی لینک زیر کلیک کنید:

    https://telegram.me/joinchat/EKB24EEjKUC_nsg3ySFKtg

    پروفایل مدیر آرشیو آبان ۱۳۹۷ بهمن ۱۳۹۴ دی ۱۳۹۴ آذر ۱۳۹۴ آبان ۱۳۹۴ مهر ۱۳۹۴ شهریور ۱۳۹۴ آذر ۱۳۹۳ آبان ۱۳۹۳ مهر ۱۳۹۳ اسفند ۱۳۹۲ بهمن ۱۳۹۲ دی ۱۳۹۲ آذر ۱۳۹۲ آبان ۱۳۹۲ مهر ۱۳۹۲ شهریور ۱۳۹۲ مرداد ۱۳۹۲ تیر ۱۳۹۲ خرداد ۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ فروردین ۱۳۹۲ اسفند ۱۳۹۱ بهمن ۱۳۹۱ دی ۱۳۹۱ آذر ۱۳۹۱ آبان ۱۳۹۱ مهر ۱۳۹۱ شهریور ۱۳۹۱ مرداد ۱۳۹۱ تیر ۱۳۹۱ خرداد ۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ فروردین ۱۳۹۱ اسفند ۱۳۹۰ بهمن ۱۳۹۰ آرشيو موضوعات تحقیق و پژوهش امام و رهبری

    امام حسین(ع) – سیره اخلاقی

    امام حسین(ع) – عبرت های عاشورا

    امام حسین(ع) – اصحاب و یاران

    امام حسین(ع) – زنان عاشورا

    امام حسین(ع) – آداب عزاداری

    امام حسین(ع) - وقایع و دل نوشته

    امام علی(ع) – فضیلت غدیر خم

    امام علی(ع) – شناخت ولایت

    امام علی(ع) – سیره حکومتی

    امام علی(ع) – نهج البلاغه

    امام علی(ع) – حوزه شیعیان

    فاطمه زهرا(س) – واقعه فاطمیّه

    فاطمه زهرا(س) – سیره زندگی

    حلقه عشّاق (پای درس بزرگان)

    شناخت فرقه وهّابیت مصاحبه و سخنرانی ها مهدویت و آخرالزمان شناخت صهیونیسم

    نهضت جهانی مقاومت اسلامی

    حماسه و دفاع مقدس مقالات دل نوشته ها

    گفتمان انقلاب و نظام اسلامی

    اشعار شعار سال

    نمودار و اینفوگرافیک

    تصاویر زمینه و پوستر

    برچسب‌ها

    امام حسین (53) امام علی (44) پیامبر (22) عاشورا (20) شعر (18) امام خمینی (10) کربلا (10) فاطمه زهرا (9) ولایت (8) نهج البلاغه (8) حضرت فاطمه (7) امام جعفر صادق (7) غدیر خم (7) امام زمان (6) انقلاب اسلامی (6) امام مهدی (5) شیطان (5) اسلام (5) شیعه (5) قرآن کریم (5)

    پیوندها آب حیات احکام اسلامی افسر سایبری الگوی جهانی پیشرفت

    انقلاب اسلامی ما در بیداری اسلامی

    اهل قلم (پایگاه خبری،فرهنگی و اجتماعی)

    با ولایت تا شهادت بشارت حاج سالار سوژه نگار شهید من صرفاً جهت ریا واژه به واژه امکانات RSS

    POWERED BY BLOGFA.COM

    DESIGNED BY OMID

    به داد ما برسید! – بخش اوّل

    آن روزها علی شمخانی فرمانده سپاه خوزستان بود.روزهایی که جنگ شروع شده بود و عراقی ها نقشه قشنگ ایران را می جویدند و جلو می آمدند؛امّا ناز شصت بچّه های جنوب که در جنگ تن با تانک آبدیده شده بودند،صفحه هایی دیگر از جنگ را ورق زد.خیلی ها از آن روز ها حرف ها و نوشته ها دارند؛امّا نامه ای که علی شمخانی نوشت رنگ و بوی دیگری دارد.امروز سی سال از نوشتن این نامه می گذرد.حیف بود علی شمخانی درباره این نامه ای که نوشته است حرف نزد و نگوید چرا و چگونه این نامه را نوشته است.نامه ای که یکی از اسناد مهم و معتبر آن دوران محسوب می شود.

    قبل از شروع جنگ،من فرمانده سپاه خوزستان بودم و تیمسار سیّد احمد مدنی،اُستاندار خوزستان. مدنی سعی داشت در خوزستان خود را مرتبط با امام خمینی(ره) جلوه دهد.او باورش شده بود که کسی شده است و خود را کاندیدای ریاست جمهوری کرد.مدنی در خوزستان برای جلوگیری از اغتشاشات نقشی نداشت.نقش وی فتنه گری و آشوب در سطح استان بود.با ما رابطه خصمانه ای داشت.مسؤول دفتری داشت که رفیق ما بود.اطلاعات و تحرکات مدنی را گزارش می داد.مثلاً می گفت:مدنی نامه ات را خواند و آن را پاره کرد!

    مدنی از لفظ برادر بدش می آمد1و از اینکه ما را تحصیل کرده خطاب بکنند،متنفر بود.من هم می نوشتم مهندس علی شمخانی و امضا می کردم و او نامه را پاره می کرد.می گفت:باز هم نوشت مهندس! در جریان تبلیغات دوره اوّل ریاست جمهوری،مدنی به عنوان مُنجی خوزستان مطرح شد.خوشبختانه نیروهای انقلاب دست به افشاگری زدند و ماهیت او را عیان کردند.پس از آن،با اشغال سفارت آمریکا،اسناد وابستگی مدنی به دست آمد و کنار گذاشته شد.

    یک روز صبح در مرداد 1359و بعد از جریان کودتای نوژه،به ما اعلام شد که جلسه ای در دفتر ابوالحسن بنی صدر- رئیس جمهور- در تهران،برای بررسی تهدیدات عراق برقرار است و شما به عنوان فرمانده سپاه خوزستان شرکت کن.من و آقای محسن رضایی- رئیس وقت اطلاعات سپاه - در این جلسه شرکت کردیم.من اعلام کردم :آقای بنی صدر! شرایط تغییر یافته و عراق تقویت شده و احتمال حمله نظامی زیاد است.

    شرایط را برای بنی صدر توضیح دادیم و همان موقع بود که گفت اقدامات تحریک آمیزی صورت می گیرد و منظورش بچّه های سپاه بود.من توضیح دادم که جریان چیست.ولی به او اطلاعات غلط می دادند.و با این حال پذیرفت که خبرهایی هست.من شخصاً با بنی صدر مراوده هایی داشتم.ولی یاد ندارم در امر تسلیحات و مهمات و سلاح دستور کمکی را داده باشد.

    یک هفته پیش از جنگ،سرهنگ عطاریان2،از طرف ستاد مشترک ارتش به اهواز آمد.توضیح داد که عراق قصد حمله به ایران دارد.در اتاق جنگ لشکر 92 طرحهایی مطرح کرد و فِلِش های عملیاتی عراق را مشخص کرد.من و آقای غرضی- استاندار خوزستان - و دیگر دوستان،آن را درک نمی کردیم.چون من نظامی نبودم،درک نمی کردم که او چه می خواهد بگوید.اما می دانستم که ما به تجهیزات نیاز داریم.گفتم:شما به ما آر.پی.جی بدهید.گفت:آر.پی.جی نداریم! در حالی که آن زمان،ارتش خیلی آر.پی.جی داشت.به او خیلی اصرار کردیم که امکانات تسلیحاتی بگیریم و مجید بقایی3را به عنوان نماینده خودمان در اتاق جنگ لشکر 92 گذاشتیم.

    صدام با همه عراق و با همه اعراب به ایران حمله کرد.بنی صدر در یکی از کارنامه های روزانه اش نوشته بود که:عراق از پیش،اطلاعات نظامی ایران را خریده بود.عراق با این امید که ارتش ایران،ارتش بی تعادلی است،فرماندهی و ابزار ندارد،از طرف مردم پشتیبانی نمی شود و سریعاً سقوط خواهد کرد،به ما حمله کرد.آغاز جنگ با انفجار مهمات لشکر 92 هم زمان بود.اهواز از خاک و ترکش پوشیده شد و وحشت فراوانی ایجاد کرد.

    منبع مطلب : www.ashraq.blogfa.com

    نبرد خرمشهر

    نبرد خرمشهر

    از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

    نبرد خرمشهر

    بخشی از جنگ ایران و عراق

    تصویری از سربازان ایرانی در جنگ کوچه به کوچه خرمشهر

    پشت سر سربازان بروی دیوار نوشته شده است

    ماتا آخرین قطره خون دفاع خواهیم کرد.

    تاریخ ۱ مهر ۱۳۵۹ – ۴ آبان ۱۳۵۹

    موقعیت

    خرمشهر، خوزستان، ایران

    نتایج پیروزی عراق

    خرمشهر سقوط کرد. آبادان محاصره شد.

    طرف‌های درگیر ایران  عراق فرماندهان و رهبران

    روح‌الله خمینی (رهبر انقلاب اسلامی ایران)

    ابوالحسن بنی‌صدر (رئیس‌جمهور ایران)

    دریادار عیسی حسینی‌بای[۱]

    دریادار دوم داریوش ضرغامی[۲]

    ناخدا یکم هوشنگ صمدی

    پاسدار محمد جهان‌آرا (فرمانده سپاه پاسداران)

    صدام حسین (رئیس‌جمهور عراق)

    عزت ابراهیم دوری (معاون رئیس‌جمهور عراق)

    ژنرال سعید شطه سرهنگ کامل ساجد سرهنگ احمد زیدان قوا

    در آغاز ۳۰۰۰ و در پایان ۳۰۰ نفر

    شامل:

    ۷۰۰ نفر از گردان تکاوران دریایی بوشهر

    دانشجویان دانشگاه افسری امام علی ارتش

    افسران هوانیروز افسران گردان دژ

    اعضای گردان لشکر ۹۲ زرهی اهواز

    شبه‌نظامیان سپاه پاسداران خرمشهر (و برخی شهرهای دیگر خوزستان)

    داوطلبان بومی خرمشهر

    مهمات: ۱۱۲ عدد کامیون و جیپ، موشک تاو و تیربار آمریکایی، شش قبضه تفنگ ۱۰۶، شش قبضه موشک‌انداز تاو، چند قبضه خمپاره‌انداز ۸۱ و ۱۲۰ میلی‌متری، ۵ قبضه کالیبر ۵۰، ۲۲۰ قبضه آر پی جی ۷

    ۲۰۰۰۰–۱۵۰۰۰ نفر شامل: ۱۲ لشکر عراقی دو لشکر زرهی پنج لشکر مکانیزه دو لشکر پیاده‌نظام ۲۴۰۰ تانک ۱۰۰۰۰ سرباز

    توپخانه (مستقر در ۳۵ کیلومتری خرمشهر)

    پشتیبانی نیروی هوایی ارتش عراق (جت و بالگرد جنگنده)

    تلفات و ضایعات

    ۷ هزار کشته و زخمی[۳]

    ۸۰ تانک چیفتن ۷ هزار کشته و زخمی[۴][۵]

    ۲۰۰ خودروی زرهی

    بر اثر شدت گلوله‌باران توپخانه عراق و بمباران‌های هوایی، از خرمشهر جز ویرانه‌ای برجای نماند.

    حبیب الله سیاری به همراه تکاوران گردان یکم نیروی دریایی ارتش ایران

    نبرد خرمشهر درگیری شهری میان ارتش عراق و رزمندگان ایرانی بود که در حومه و داخل خرمشهر از تاریخ ۱ مهر تا ۴ آبان سال ۱۳۵۹ رخ داد. در پی حمله عراق به ایران، ۱۲ لشکر عراقی به سمت خرمشهر روانه شدند که با مقاومتِ گردان دژ نیروی زمینی ارتش، گردان تکاوران دریایی بوشهر، پاسداران و مردم بومی خرمشهر و شهرهای اطراف آن رو به رو شدند. نهایتاً، عراق توانست پس از ۳۴ روز درگیری، خرمشهر را تسخیر کند. در این نبرد از هر دو طرف حدود ۷٬۰۰۰ نفر کشته و مجروح شدند و تعداد چند صد خودرو زرهی و تانک منهدم شد. با وجود مقاومت سرسختانه ایرانی‌ها، به دلیل نرسیدن نیروی کمکی (تجهیزات، مهمات و نیروی نظامی) و آتش سنگین توپخانه ارتش عراق و بمباران‌های پیاپی نیروی هوایی عراق، سرانجام با دستور شفاهی مقامات ایرانی، نیروهای مقاومت پس از خارج کردن مردم، از طریق رودخانه کارون، از شهر خارج شدند.

    فرماندهی مقاومت خرمشهر را سرهنگ علی قمری فرمانده داوطلب گردان دژ خرمشهر، دریادار دوم داریوش ضرغامی، ناخدا هوشنگ صمدی فرمانده گردان تکاوران دریایی ارتش، محمد جهان‌آرا فرمانده سپاه خرمشهر و دریادار عيسی حسینی بای که یکی از تکاوران زبده ارتش و اولین فرمانده تکاوران مستقر در خرمشهر بود، به‌عهده داشتند.[۶] گرچه صدام حسین وعده فتح یک روزه خرمشهر، سه روزه خوزستان و یک هفته‌ای ایران را می‌داد، اما با مقاومت نیروهای ارتشی و مردمی در خوزستان، طی بیش از یک ماه تنها به اشغال خرمشهر و حصر آبادان اکتفا کرد.

    پیشینه: آشوب‌افکنی صدام حسین در خرمشهر[ویرایش]

    همچنین ببینید: چهارشنبه سیاه خرمشهر و قادسیه صدام

    پس از وقوع انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، برخی استان‌ها از جمله خوزستان دچار آشوب شد. در اهواز، حزب خلق عرب ادعای جدایی و پیوستن به عراق را داشت. بمب‌گذاری و خرابکاری آنها، مدتی مردم شهر خرمشهر را عاصی کرده بود.[۷]

    در خرمشهر و اهواز، گروه جدایی‌طلب جبهه خلق عرب شورش‌هایی کرده بود و به کمک صدام حسین، برای مدتی در شهرهای استان خوزستان بمب‌گذاری می‌کرد و در جاده‌های مرزی مین ضد نفر یا ضد خودرو می‌گذاشت. در بهار ۱۳۵۸، تیمسار احمد مدنی استاندار وقت استان خوزستان از فرمانده منطقه دوم نیروی دریایی در بوشهر، تقاضای اعزام یک گروهان تکاور برای تأمین امنیت خرمشهر و آبادان کرد. از بوشهر یک گروهان تکاور نود نفری به فرماندهی ناوبان عیسی حسینی‌بای، ناوبان محمدعلی صفا، ناوبان سلیمان محبوبی به خرمشهر گسیل شد تا با خرابکارها مقابله کند. تکاورها مقدار زیادی از بمب‌ها و مین‌های کارگذاری شده را خنثی کردند و با کمک مردم بومی، اقدام به شناسایی و دستگیری خرابکارها کردند.[۸]

    مدنی، استاندار خوزستان، در نامه‌هایی به تاریخ ۱۳۵۸/۲/۱۵ به وزیر کشور چنین نوشت:

    «کنسول عراق در خرمشهر با بعضی از عناصر مشکوک محلی رابطه دارد. این مسلم شده که کنسول عراق در خرمشهر یکی از فعالان دستگاه جاسوسی است و در خرابکاری دست دارد. اخیراً نامبرده سفارش کرده‌است در نقاط مختلف خرمشهر، برای وی خانه اجاره کنند و اکنون خانه‌ها مهیاست. علاوه‌براین گفته می‌شود که کارمندان حساس کنسولگری عراق از ۴ نفر به ۱۴ نفر که همه یا اغلب آن‌ها افسر می‌باشند، افزایش یافته‌است.

    مدرسه عراقی‌ها در خرمشهر نیز کانون جاسوسی است. مسئول مدرسه عراقی‌ها، ولید سامرایی رایزن فرهنگی کنسولگری عراق می‌باشد که قبلاً مسئول جبهه‌التحریر خوزستان در عراق بوده‌است و فعالیت‌های خود را از بصره اداره می‌کرد و از جاسوسان شناخته شده می‌باشد.»[۹]

    در خرداد ۱۳۵۸، آشوب در خرمشهر به اوج رسید. نیروهای جبهه خلق عرب، شهر را به اشغال خود درآورده و ساختمان شهرداری و برخی اماکن دیگر دولتی را اشغال کردند و مسلحانه در شهر مانور می‌دادند. همچنین به مقر سپاه پاسداران در خرمشهر ریخته، محمد جهان‌آرا و هفده نفر دیگر را به گروگان گرفتند. این غائله با دخالت تکاورهای نیروی دریایی پایان گرفت و عناصر خرابکار از شهر بیرون رانده شدند.[۱۰]

    منبع مطلب : fa.wikipedia.org

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 11 روز قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید