این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    ص 58 نگارش نهم

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    ص 58 نگارش نهم را از این سایت دریافت کنید.

    انشا درون یک فضاپیما را که روی کره ماه فرود آمده صفحه 58 نگارش نهم تصویر ذهنی

    انشا درون یک فضاپیما را که روی کره ماه فرود آمده صفحه 58 نگارش نهم تصویر ذهنی را از این سایت دریافت کنید.

    انشا درون یک فضاپیما را که روی کره ماه فرود آمده صفحه 58 نگارش نهم تصویر ذهنی

    دسته بندی : نکس لود مطالب سایت

    نویسنده

    از کودکی دلم میخواست فضانورد شوم و به ماه بروم حالا به آرزوی کودکی ام رسیده ام … ۷,۸,۹,۱۰ صدای شمارش معکوس ضربان قلبم را بالا و بالاتر می برد ۱,۲,۳ پرتاب ! هنگام خروج از جو زمین بار دیگر نگاهی به سطح آن انداختم به سیاره ای که برای بر آورده کردن آرزویم در حال ترک کردنش بودم می دانستم باز خواهم گشت اما باز هم دلتنگ سیاره آبی مان بودم با فرود آمدن فضا پیما چشمانم را بستم و نفس عمیقی کشیدم وقت آن بود که چهره واقعی ماه را ببینم در فضا پیما را باز کردم و به بیرون نگاه کردم گرد و غبار اطرافم را پر کرده بود و نمی شد چیزی دید از نردبان کوتاه فضا پیما پایین آمدم وپایم را روی کره ماه گذاشتم کمی جلو تر رفتم تا از گرد و غبار فاصله بگیرم راه رفتن روی ماه از راه رفتن روی زمین خیلی سخت تر است ! ماه از چیزی که فکر میکردم پر چاله چوله تر بود ! آنقدر ها هم که فکر میکردم سفید نبود ! … به زمین نگاه کردم … این سیاره آبی از دور بسیار بسیار زیبا تر است ! وقت رفتن بود … خیلی دلم میخواست سوغاتی برای خانواده ام ببرم اما متاسفانه در ماه چیزی وجود نداشت پس است عکسی بگیرم و به یادگار ببرم دوربین را سمت خودم و زمین گرفتم و عکسی انداختم … سوار فضا پیما شدم و به زمین بازگشتم 🙂رها ر……

    Raha

    عالی بود ولی نمی دونم برای چی معلم بهم ۱۷ داد حتما فهمیده از کجا نوشتم به این میگن ته بد شانشی 😭😭😭😭😭شوخی کردم تازه به بچه هامونم گفت از من یاد بگیرن😂😂😂😂

    عماد

    در حد کلاس نهم نیست

    mahsa

    ناموسن ب نظر شما زیاد نبود ؟؟

    N

    خیلی زیاده معلمم میفهمه صد در صد

    انشا صفحه ۵۸ نگارش نهم درباره در مورد درباره درون یک فضاپیما را که روی کره ماه توقف کرده تصور کنید و تصویر ذهنی خود را بنویسید کوتاه تصویر نویسی آزاد از سایت نکس لود دریافت کنید.

    انشا درباره درون یک فضاپیما روی کره ماه فرود آمده است

    امروز برای دانش آموزانی که به این پست تشریف آوردید می‌خواهیم انشا درباره درون یک فضاپیما را که روی کره ماه فرود آمده است که در کتاب نگارش نهم در صفحه 58 از دانش آموزان خواسته شده است قرار بدهیم . تصویر ذهنی را باید روی کتاب به نگارش در بیاوریم این انشا در ادامه مطلب در دسترس می باشد. برای دریافت جواب ادامه مطلب را مطالعه کنید.

    انشا تصویر ذهنی با موضوع درون فضاپیما

    مقدمه : شمارش معکوس شروع شد. ۸،۹،۱۰،…. قلبم محکم تر از همیشه خود را به جدار قفسه سینه ام می کوبد. نمیدانم چرا انقدر اضطراب بر درونم حکم فرماست. ۱،۲،۳ و پرتاااب…بدنه : لحظه پرتاب چشم هایم را بستم. بعد از چندثانیه کسی که کنارمن بود به پهلویم زد و گفت ترسیدی ؟ لبخندی معنادار زدم و گفتم نه!

    سفینه ما از هر سفینه ای بزرک تر بود. انسان های زیادی بودند و با یکدیگر گرم صحبت از خاطرات ترش و شیرین زمین بودند.

    لحظه خروج از جو آبی رنگ زمین و عبور از کنار ستاره ها و اجرام آسمانی تنها تو ذهنم را مشغول می کردی. تویی که قهرمان من و مخاطب ناشناخته تمام نوشته های منی! تویی که همیشه مشوق من بوده ای و بهترین منبع انگیزه من! تویی که اگر نبودی الان من سفر به ماه را تجربه نمیکردم. پایم را که بر ماه گذاشتم اولین چیزی که به فکرم رسید این بود که این لباس هایی که پوشیده ام چقدر سنگین است و اگر با این لباس ها در زمین بودیم الان چقدر گرمم شده بود. به اطراف نگاه کردم. همه با تعجب به یکدیگر و به ماه نگاه میکنند. گویی صدها سوال در ذهن هریک دارد بالا و پایین می پرد. نمیدانم آدم فضایی ها کجا هستند. آیا ماه آدم فضایی ندارد؟ خیلی دلم میخواهد یکی را ببینم و بپرسم که آیا آنها به ما می گویند آدم فضایی؟

    سوار سفینه شدیم که بازگردیم. نمیدانم چند ثانیه زمینی طول کشیده که ما به ماه سفرکنیم و باز گردیم. اما الان چرا من اضطراب هنگام سفر را ندارم و انقدر آرامم؟

    نتیجه : هرچه چشم می چرخانم چیزی پیدا نمیکنم که بتوانم به عنوان سوغاتی بیاورم. شاید عکس هایی که فضانوردان می گیرند بتواند سوغاتی خوبی باشد. خیلی دلم میخواهد به زمین که آمدم دستت را بگیرم و درون فضا پیما را به تو نشان دهم. درون آن گرم است و سرد است و انسان را آرام میکند و دلش را آشوب می سازد.

    انشا کوتاه درباره فضاپیما روی کره ماه

    شبی صاف و مهتابی چشمم به آسمان افتاد. ماه کامل بود با نور نقره فامش روشن و زیبا خودنمایی میکرد. ناگاه فضاپیمایی روی ماه قرار گرفت. آه خدایا ماه را از وسط نصف نکند؟؟ ماه را از جا جدا نکند؟ داخل فضا پیما چه آدم هایی هستند؟ آیا در فضا معلق اند؟ چطور غذا میخورند؟ چطور میخوابند؟؟ چگونه آشپزی میکنند؟ آب و برق از کجا می آورند؟ شب و روز را چگونه تشخیص میدهند؟؟ جواب هیچ یک از اینها را نمیدانم خودم حتما یک بار باید با فضا پیما سفر کنم و همه چیز را تجربه کنم. اما اگر به زمین بیفتم چه؟ اگر در فضا گم شوم چه؟؟ اگر اسیر آدم فضایی ها شوم چه کنم؟ چگونه باید در فضا زندگی کنم؟؟ شاید بهتر این باشد از سفر به فضا صرف نظر کنم. من زمین را دوست دارم و متعلق به زمینم. با وجود تمام درد ها و رنج هایی که برای انسان دارد بازهم دوستش دارم. . . انسان متعلق به جایی است که در آن قلبش در آرامش است و جسمش در امنیت. . . هرکجا که آرامش و امنیت باشد آنجا یعنی زندگی.

    تصویر نویسی انشای آزاد صفحه ی 58 مهارتهای نوشتاری پایه نهم

    دوشنبه، روز مورد علاقه من ودوباره کتاب علوم و معلم علوم وماجراهای شیرینش. امروز قراراست معلم علوم ما درس جدید را که راجب سفر به فضاست درس بدهد. معلم مشغول تدریس می شود وناگهان من در رویای خود فرو می روم رویای همیشگی ام سفر به فضا، نمیدانید چه زیباست جز نخستین نفراتی باشی که به یکی از سیاره ها سفر می کند. ایندفعه دوست دارم کره ی ماه را برگزینم وبه آنجا بروم، اکنون من درون فضاپیما شخصی خود نشسته وآماده ی پرتاب به کره ی ماه هستم. . . . وای خدای من چقدر دکمه اینجاست یعنی چه کاری میتوانند انجام دهند؟!! سرم را برمیگردانم یک کپسول اکسیژن به همراه مواد غذایی روی میز پشت سرم چیده شده است و آن طرف هم … واای خدای من آن دیگر چیست؟؟!!؟؟ از صندلی ام بلند میشوم، به سمتش می روم، وااااای فقط یک سوسک کم داشتیم، باترس برای کشتنش جلو می روم که ناگهان شمارش معکوس شروع میشود. . . قلبم تند تند میزند فکر کنم سوسک هم میشنود باخود می گویم حتما این سوسک هم قصد سفر داشته پس بهتر است سفرش را خراب نکنم. با عجله به سمت صندلی ام می روم، شمارش دارد به پایان می رسد همیشه دوست داشتم این لحظه جیغ بزنم. 1، 2، 3 و. . . . . جیغغغ. . . . که ناگهان با پس گردنی معلم علوم به خودم آمدم که داشت میگفت:(چه شده چرا وسط درس یکدفعه جیغ میزنی؟؟؟) من با تاسف نگاهم را به زمین می دوزم وباخود زمزمه می کنم :چرا؟؟چرامن؟؟؟چرا رویای من باید با یک پس گردنی تمام شود؟

    منبع مطلب : nexload.ir

    انشا درباره فضاپیما روی کره ماه صفحه 58 نگارش نهم / درون يک فضاپيما را كه روی كره ماه فرود آمده تصور كنيد و تصوير ذهنی خود را بنویسيد

    4/5 - (41 امتیاز) درون يک فضاپيما را كه روی كره ماه فرود آمده تصور كنيد و تصوير ذهنی خود را بنویسيد   نام انشا : تصور درون فضاپیما روی کره ماه   در این مطلب برای شما کاربران عزیز انشا فضاپیما روی کره ماه صفحه 58 کتاب نگارش پایه نهم را آماده و منتشر […]

    خانه » مطالب درسی » انشا درباره فضاپیما روی کره ماه صفحه 58 نگارش نهم / درون يک فضاپيما را كه روی كره ماه فرود آمده تصور كنيد و تصوير ذهنی خود را بنویسيد

    انشا درباره فضاپیما روی کره ماه صفحه 58 نگارش نهم / درون يک فضاپيما را كه روی كره ماه فرود آمده تصور كنيد و تصوير ذهنی خود را بنویسيد

    admin مطالب درسی 0

    4/5 - (41 امتیاز)

    درون يک فضاپيما را كه روی كره ماه فرود آمده تصور كنيد و تصوير ذهنی خود را بنویسيدنام انشا : تصور درون فضاپیما روی کره ماه

    در این مطلب برای شما کاربران عزیز انشا فضاپیما روی کره ماه صفحه 58 کتاب نگارش پایه نهم را آماده و منتشر کرده ایم

    انشا صفحه 58 نگارش نهم

    انشای فضاپیما روی کره ماه : ( انشا شماره یک )مقدمه انشا فضاپیما : بالاخره بعد از آه همه انتظار شمارش معکوس شروع شد. ده , نه , هشت و هفت،…. قلبم محکم تر از همیشه خود را به قفسه سینه ام می کوبد. نمیدانم چرا انقدر اضطراب درون حکم فرماست . سه , دو , یک و پرتاب…..بدنه انشا فضاپیما  : لحظه پرتاب چشم هایم را بستم. بعد از چند ثانیه دوستم که کنار من بود به پهلویم زد و گفت ترسیدی ؟ لبخندی معنا دار زدم و گفتم نه!

    فضاپیمای  ما از هر فضاپیمایی بزرک تر بود. انسان های زیادی بودند و با یکدیگر گرم صحبت از خاطرات تلخ و شیرین زمین بودند.

    لحظه خروج از جو آبی رنگ زمین و عبور از کنار ستاره ها و اجرام آسمانی تنها تو ذهنم را مشغول می کردی. تویی که قهرمان من و مخاطب ناشناخته تمام نوشته های منی! تویی که همیشه مشوق من بوده ای و بهترین منبع انگیزه من! تویی که اگر نبودی الان من سفر به ماه را تجربه نمیکردم.

    پایم را که بر ماه گذاشتم اولین چیزی که به فکرم رسید این بود که این لباس هایی که پوشیده ام چقدر سنگین است و اگر با این لباس ها در زمین بودیم الان چقدر گرمم شده بود. به اطراف نگاه کردم. همه با تعجب به یکدیگر و به ماه نگاه میکنند. گویی صدها سوال در ذهن هریک دارد بالا و پایین می پرد. نمیدانم آدم فضایی ها کجا هستند. آیا ماه آدم فضایی ندارد؟ خیلی دلم میخواهد یکی را ببینم و بپرسم که آیا آنها به ما می گویند آدم فضایی؟

    سوار فضاپیما شدیم که بازگردیم. نمیدانم چند ثانیه زمینی طول کشیده که ما به ماه سفر کنیم و باز گردیم. اما الان چرا من اضطراب هنگام سفر را ندارم و انقدر آرامم؟

    نتیجه : هرچه چشمانم می چرخانم چیزی پیدا نمیکنم که بتوانم به عنوان سوغاتی به زمین بیاورم. شاید عکس هایی که فضانوردان می گیرند بتواند سوغاتی خوبی باشد. خیلی دلم میخواهد به زمین که آمدم دستت را بگیرم و درون فضا پیما را به تو نشان دهم. درون آن گرم است و سرد است و انسان را آرام میکند و دلش را آشوب می سازد.انشای فضاپیما روی کره ماه : ( انشا شماره دو )مقدمه : همه کارها که انجام شد، سوار فضاپیما شدیم تا راهی فضا شویم و چهره ی واقعی ماه درخشان را ببینیم. پس از خداحافظی با دوستانمان در ایستگاه زمینی، درهای فضاپیمای مان بسته شد. پنج نفر بودیم. کمربندمان را بستیم و محکم نشستیم؛ فضاپیما با آخرین سرعتش از زمین بلند شد و مسیری تقریبا مستقیم را رو به آسمان طی کرد.بدنه انشا : در آن لحظه نمیدانستیم چشمانمان را ببندیم یا باز نگه داریم حتی اگر چشمانمان را هم باز میکردیم، آنقدر سرعت فضاپیما بالا بود که نمی توانستیم چیزی را از شیشه ببینیم! صدای داد و هوارمان فضاپیما را پر کرده بود! هم با شنیدن این صداها خنده مان می گرفت هم تلاش می کردیم کمی از ترسمان بکاهیم!

    چون اولین سفرمان به فضا بود و ما نمیدانستیم با چه صحنه هایی روبه رو خواهیم بود. هدف ما یک سفر تحقیقاتی روی کره ماه بود. نمیدانیم چه قدر طول کشید که آرام آرام سرعت فضاپیما کم شد. سفینه فضایی پس از طی کردن مسیری، بالاخره در ایستگاه کره ماه فرود آمد.

    از شیشه های سفینه که به بیرون نگاه می کردیم، آسمان زیباتر از همیشه به نظر می رسید. در سفینه را باز کردیم و در حالیکه در فضای جو، معلق بودیم، خود و سفینه مان را روی کره ماه دیدیم. قیافه مان این بار دیدنی تر بود. می توانستیم پاهایمان را بالا بگیریم بدون آن که پایین بیفتیم. خلاصه قبل از شروع تحقیقاتمان، دقایقی را بازی کردیم!

    تا به حال کره ماه را اینطور واضح و شفاف ندیده بودیم! اصلا آن کره ی ماهی که ما از زمین به آن نگاه می کردیم کلی با این فرق داشت! شب ها که از زمین که به ماه نگاه می کردیم، آن را تکه ای گرد و گاهی هلال میدیدیم که مانند خورشید به زیبایی می تابد و درخشان است. اما حالا که در روی همان ماه درخشان بودیم، تمامش چاله و چوله بود! ا فضاپیمای ما هم در گوشه ای از این ناهمواری های کره ماه فرود آمده بود.

    شهاب سنگ ها با گذرشان شیشه ی فضاپیمایمان را درخشان می کردند. با لباس سفید فضایی خندیدنی تر به نظر می رسیدیم. هر از گاهی هم نمیدانیم چه چیزهایی دور و برمان می چرخیدند اما پایین نمی افتادند چون در فضا نیروی گرانشی وجود نداشت که چیزی هم پایین بیفتد. همه چیز در آسمان و معلق بود.

    نتیجه : چند روزی را در فکره ماه ماندیم و سپس سوار فضاپیمایمان شدیم و راهی زمین شدیم. شاید بهترین سفر، سفر به فضا آن هم سفر به کره ی ماه باشد.انشای فضاپیما روی کره ماه : ( انشا شماره 3 )مقدمه : با جمعی از همکارانم درون یک فضا پیمای بزرگ بودیم و داشتیم به کره ی ماه نزیک می شدیم.بدنه انشا فضاپیما روی کره ماه: وای خدای من یعنی بالاخره داریم به ماه ی که سال ها آرزوی دیدنش از نزدیک را داشتم می روییم. خیلی شگفت انگیز بود.

    وقتی که رویم را برگرداندم زمین ظریف و کوچک مان را مشاهده کردم وای…

    تا از این جا زمین را نبینی نمی توانی حدس بزنی و یا تصور کنی که چه قدر قشنگ و آبی رنگ است.

    لطفا لباس هایتان را بررسی کنید که می خواهیم بیرون بروییم.

    این سخن را یکی از همکارانم هنگامی که به کره ی ماه رسیدیم گفت که بار دیگری نیز به فضا آمده بود.

    خیلی کنجکاو بودم و در همین حال خیلی هم می ترسیدم

    ولی با گفتن چیزهای خنده دار خود را سرگرم می کردیم که استرس مان کم تر شود ولی کم نمی شد که نمی شد.!

    منبع مطلب : darskade.ir

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 1 ماه قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید