این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    شعر سال نو حافظ

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    شعر سال نو حافظ را از این سایت دریافت کنید.

    شعر نوروزی حافظ ؛ اشعار زیبای حافظ در مورد نوروز و فصل بهار

    شعر نوروز حافظ شیرازی، شعر درباره نوروز از حافظ : زیباترین اشعار و غزلیات حافظ به مناسبت عید نوروز و فرا رسیدن فصل بهار

    شعر نوروزی حافظ ؛ اشعار زیبای حافظ در مورد نوروز و فصل بهار

    زیباترین اشعار و غزلیات حافظ به مناسبت عید نوروز و فرا رسیدن فصل بهار

    اشعار و غزلیات حافظ درباره نوروز

    نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد

    عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد

    ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد

    چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد

    این تطاول که کشید از غم هجران بلبل

    تا سراپرده گل نعره زنان خواهد شد

    گر ز مسجد به خرابات شدم خرده مگیر

    مجلس وعظ دراز است و زمان خواهد شد

    ای دل ار عشرت امروز به فردا فکنی

    مایه نقد بقا را که ضمان خواهد شد

    ماه شعبان منه از دست قدح کاین خورشید

    از نظر تا شب عید رمضان خواهد شد

    گل عزیز است غنیمت شمریدش صحبت

    که به باغ آمد از این راه و از آن خواهد شد

    مطربا مجلس انس است غزل خوان و سرود

    چند گویی که چنین رفت و چنان خواهد شد

    حافظ از بهر تو آمد سوی اقلیم وجود

    قدمی نه به وداعش که روان خواهد شد

    ******

    نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی

    که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی

    من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش

    که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی

    چنگ در پرده همین می‌دهدت پند ولی

    وعظت آن گاه کند سود که قابل باشی

    در چمن هر ورقی دفتر حالی دگر است

    حیف باشد که ز کار همه غافل باشی

    نقد عمرت ببرد غصه دنیا به گزاف

    گر شب و روز در این قصه مشکل باشی

    گر چه راهیست پر از بیم ز ما تا بر دوست

    رفتن آسان بود ار واقف منزل باشی

    حافظا گر مدد از بخت بلندت باشد

    صید آن شاهد مطبوع شمایل باشی

    ******

    ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی

    از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی

    چو گل گر خرده‌ای داری خدا را صرف عشرت کن

    که قارون را ضررها داد سودای زراندوزی

    ز جام گل دگر بلبل چنان مست می لعل است

    که زد بر چرخ فیروزه صفیر تخت فیروزی

    به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی

    به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی

    چو امکان خلود ای دل در این فیروزه ایوان نیست

    مجال عیش فرصت دان به فیروزی و بهروزی

    طریق کام بخشی چیست ترک کام خود کردن

    کلاه سروری آن است کز این ترک بردوزی

    سخن در پرده می‌گویم چو گل از غنچه بیرون آی

    که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی

    ندانم نوحه قمری به طرف جویباران چیست

    مگر او نیز همچون من غمی دارد شبانروزی

    می‌ای دارم چو جان صافی و صوفی می‌کند عیبش

    خدایا هیچ عاقل را مبادا بخت بد روزی

    جدا شد یار شیرینت کنون تنها نشین ای شمع

    که حکم آسمان این است اگر سازی و گر سوزی

    به عجب علم نتوان شد ز اسباب طرب محروم

    بیا ساقی که جاهل را هنیتر می‌رسد روزی

    می اندر مجلس آصف به نوروز جلالی نوش

    که بخشد جرعه جامت جهان را ساز نوروزی

    نه حافظ می‌کند تنها دعای خواجه تورانشاه

    ز مدح آصفی خواهد جهان عیدی و نوروزی

    جنابش پارسایان راست محراب دل و دیده

    جبینش صبح خیزان راست روز فتح و فیروزی

    فال حافظ

    برای فال گرفتن از دیوان حافظ شیرازی روی دکمه زیر کلیک فرمایید

    فال حافظ شیرازی

    منبع مطلب : www.coca.ir

    اشعار سال نو شاعران بزرگ ایران (اشعار حافظ و سعدی)

    اشعار سال نو شاعران بزرگ ایران اشعار حافظ و سعدی, اشعار زیبای نوروز, اشعار زیبای حافظ درباره نوروز, شعر درباره نوروز از سعدی شیرازی و خیام نیشابوری و شعر درباره نوروز از حافظ شیرازی و شعری نظامی گنجوی درباره بهار, شعری زیبا درباره بهار از مولوی, از استاد سخن سعدی شیرازی, استاد شهریار و شعر نوروز و شعر از فریدون مشیری

    اشعار سال نو شاعران بزرگ ایران (اشعار حافظ و سعدی)

    مجموعه : شعر و ترانه

    اشعار سال نو شاعران بزرگ ایران

    شعر های زیبا از شاعران بزرگ ایران و شعر های عاشقانه تبریک عید نوروز و اشعار سال نو از بهترین های ایران در سایت تالاب . سال نو مبارک

    شعر درباره نوروز از سعدی شیرازی:

    برآمد باد صبح و بوی نوروز به کام دوستان و بخت پیروز

    مبارک بادت این سال و همه سال همایون بادت این روز و همه روز

    خیام نیشابوری:

    بر چهره ی گل نسیم نوروز خوش است

    بر طرف چمن روی دل افروز خوش است

    از دی که گذشت هر چه بگویی خوش نیست

    خوش باش ومگو ز دی که امروزخوش است

    شعر درباره نوروز از حافظ شیرازی:

    ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی

    به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی

    شعری از نظامی گنجوی درباره بهار

    بهاری داری از وی بر خور امروز که هر فصلی نخواهد بود نوروز

    گلی کو ، را نبوید ، آدمی زاد چو هنگام خزان آید برد ، باد

    شعری زیبا درباره بهار از مولوی:

    ای نوبهار خندان از لامکان رسیدی

    چیزی بیار مانی از یار ما چه دیدی

    خندان و تازه رویی سرسبز و مشک بویی

    همرنگ یار مایی یا رنگ از او خریدی

    از استاد سخن سعدی شیرازی:

    برخیز که می‌رود زمستان

    بگشای در سرای بستان

    نارنج و بنفشه بر طبق نه

    منقل بگذار در شبستان

    وین پرده بگوی تا به یک بار

    زحمت ببرد ز پیش ایوان

    برخیز که باد صبح نوروز

    در باغچه می‌کند گل افشان

    خاموشی بلبلان مشتاق

    در موسم گل ندارد امکان

    آواز دهل نهان نماند

    در زیر گلیم عشق پنهان

    بوی گل بامداد نوروز

    و آواز خوش هزاردستان

    بس جامه فروختست و دستار

    بس خانه که سوختست و دکان

    ما را سر دوست بر کنارست

    آنک سر دشمنان و سندان

    چشمی که به دوست برکند دوست

    بر هم ننهد ز تیرباران

    سعدی چو به میوه می‌رسد دست

    سهلست جفای بوستانبان

    شعری از نظامی گنجوی درباره بهار

    بهاری داری از وی بر خور امروز **** که هر فصلی نخواهد بود نوروز

    گلی کو ، را نبوید ، آدمی زاد ***** چو هنگام خزان آید برد ، باد

    از شهریار شعر ایران، استاد شهریار:

    از همه سوی جهان جلوه او می بینم

    جلوه اوست جهان کز همه سو می بینم

    چون به نوروز کند پیرهن از سبزه و گل

    آن نگارین همه رنگ و همه بو می بینم

    استاد شهریار:

    ای وطن آمده بودم به سلام نوروز

    مگرم کوکب اقبال تو تابد پیروز

    آمدم در پی آن کوکب آفاق افروز

    لیک از این غمکده رفتم همه درد و همه سوز

    دگر ای مادر غمدیده بخون زیور کن

    جشن نوروز بهل، شیون شهریور کن

    البته ایشان در قطعه دیگری نیز که با عنوان «مهمان شهریور» سروده، به بیرون رفتن قوای اشغالگر شوروی از خاک ایران در سال 1325 اشاره می‌کند و از خروج «مهمان ناخوانده» شادمان چنین می فرماید:

    خوان به یغما برده آن ناخوانده مهمان می رود

    آن نمک نشناس بشکسته نمکدان می رود

    از حریم بوستان باد خزانی بسته بار

    یا سپاه اجنبی از خاک ایران می‌رود

    قحط و ناامنی و بیماری و فقر آورده است

    گو بماند زخم، باز از سینه پیکان می‌رود

    شعر از فریدون مشیری:

    بوی باران بوی سبزه بوی خاک

    شاخه های شسته باران خورده پاک

    آسمان آبی و ابر سپید

    برگهای سبز بید عطر نرگس رقص باد

    نغمه شوق پرستو های شاد

    خلوت گرم کبوترهای مست

    نرم نرمک می رسد اینک بهار

    خوش به حال روزگار

    خوش به حال چشمه ها و دشت ها

    خوش به حال دانه ها و سبزه ها

    خوش به حال غنچه های نیمه باز

    خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز

    خوش به حال جام لبریز از شراب

    خوش به حال آفتاب

    ای دل من گرچه در این روزگار

    جامه رنگین نمی پوشی به کام

    باده رنگین نمی نوشی ز جام

    نقل و سبزه در میان سفره نیست

    جامت از آن می که می باید تهی است

    ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم

    ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب

    ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار

    گر نکویی شیشه غم را به سنگ

    هفت رنگش میشود هفتاد رنگ

    اشعار زیبای حافظ درباره نوروز

    نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی

    که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی

    من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش

    که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی

    چنگ در پرده همین می‌دهدت پند ولی

    وعظت آن گاه کند سود که قابل باشی

    در چمن هر ورقی دفتر حالی دگر است

    حیف باشد که ز کار همه غافل باشی

    نقد عمرت ببرد غصه دنیا به گزاف

    گر شب و روز در این قصه مشکل باشی

    گر چه راهیست پر از بیم ز ما تا بر دوست

    رفتن آسان بود ار واقف منزل باشی

    حافظا گر مدد از بخت بلندت باشد

    صید آن شاهد مطبوع شمایل باشی

    حافظ

    اشعار زیبای نوروز

    صبا به تهنيت پير مي فروش آمد

    كه موسم طرب و عيش و ناز و نوش آمد

    هوا مسيح نفس گشت و باد نافه گشاي

    درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد

    تنور لاله چنان بر فروخت باد بهار

    كه غنچه غرق عرق گشت و گل بجوش آمد

    به گوش هوش نيوش از من و به عشرت كوش

    كه اين سخن سحر از هاتفم به گوش آمد

    زفكر تفرقه باز آن تاشوي مجموع

    به حكم آنكه جو شد اهرمن، سروش آمد

    ز مرغ صبح ندانم كه سوسن آزاد

    چه گوش كرد كه باده زبان خموش آمد

    چه جاي صحبت نامحرم است مجلس انس

    سر پياله بپوشان كه خرقه پوش آمد

    زخانقاه به ميخانه مي رود حافظ

    مگر زمستي زهد ريا به هوش امد

    منبع مطلب : www.talab.org

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 2 روز قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید