این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    روح وجود دارد

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    روح وجود دارد را از این سایت دریافت کنید.

    روح

    روح

    از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

    لحن یا سبک این مقاله بازتاب‌دهندهٔ لحن دانشنامه‌ای استفاده‌شده در ویکی‌پدیا نیست. لطفاً کلمات ستایش‌گونه و غیر ادبی و عبارت‌های نادانشنامه‌ای را بزدایید. برای راهنمایی بیشتر راهنمای نوشتن مقاله‌های بهتر و لحن بی‌طرف را ببینید.

    بخشی از سلسله مقالات در مورد

    روحانیت‌گرایی گسترش مقالات اصلی گسترش اعمال گسترش موضوعات مرتبط

    درگاه فلسفه · درگاه مذهب

    نبو

    روح در باورهای عامیانه یک وجود فراطبیعی مانند شبح، پری یا فرشته است که فراتر از ماده انگاشته می‌شود.[۱] در برخی باورهای مذهبی اعتقاد براین است که روح انسان در واقع همان جان او است و پس از مرگِ پیکر انسان، ماندگار خواهد ماند.

    از دیدگاه تاریخی، از روح در بند پایانی و پرآوازه کتاب آیزاک نیوتن همین‌گونه به سرشت «لطیف» در برابر سرشت «کثیف» (زمخت) نام برده می‌شود.[۲]

    روح یادگاری از دوران باستان است. در آن دوران انسان‌ها شناخت و دانش کمی دربارهٔ جهان پیرامون خود داشتند. برای نمونه گمان می‌کردند که آگاهی _که یکی از پایه‌های بنیادی رفتارهای ماست_ چون نادیدنی است، پس برپایه ریشه ای به جز خود طبیعت است (متافیزیکی) نه اینکه بر پایه میلیاردها میلیارد کنش و واکنش فیزیکی و شیمیایی که در یاخته‌های مغزی و عصبی ما و همچنین در گستره پیرامون ما پیوسته در کار است (از روی شناخت کم، آگاهی را یک کل جدایی ناپذیر می‌دانستند که از طبیعت سرچشمه نمی‌گیرد).[۳][] به زبانی دیگر مردمان باستان چون با زندگی پیشینیان خود و شیوه کارکرد جهان گرداگرد خود آشنا نمی‌شدند گمان می‌کردند که برای نمونه: سخن گفتن تنها در میان مردمان است پس باید خاستگاهی به جز طبیعت داشته باشد که روح نامیده می‌شود و چون ریشه‌های پدیدآورنده آن گویا با چشم دیده نمی‌شوند (یا تا آن زمان ناشناخته بودند) باید ریشه‌هایی فراطبیعی داشته باشند.[۳][]

    امروزه دانش زیست‌شناسی و رفتارشناسی نشان داده‌اند که بسیاری از جانوران از زبان ویژه‌ای برای پیام‌رسانی به یکدیگر بهره می‌گیرند و زبان پدیده‌ای تنها ویژه ما مردمان نیست؛ گرچه چون مغز مردمان در برابر اندازه تن، بزرگتر از دیگر جانداران زمین است، به گونه‌ای باهوش‌ترین آن‌هاست که به او توانایی ساختن زبانی پیچیده و گسترده می‌دهد. از روی همین هوش سرشار، دامنه پیشرفت مردمان در شناسایی زیستگاه پیرامون خود و انباشته کردن داده‌های حسی و بررسی و شناسایی آن‌ها از دیگر جانداران زمینی بیشتر است. مردمان به یاری پندار و شناخت پیرامون و آزمایش اندیشه‌ها، ابزار (که یکی از آن‌ها هم زبان است) می‌سازند. با کاربرد این ابزارها زندگی برایشان ساده‌تر و شناخت جهان برایشان آسان‌تر می‌شود. مردمان از ناتوانی دور نیستند ولی با به یاد سپردن آزموده‌ها و دیدگاه‌های خود و در میان گذاشتن آن با دیگر همتایان خود توانسته‌اند فرمانروای سیاره زمین شوند.[۴][]

    روح در ادیان[ویرایش]

    دین هندو[][ویرایش]

    در دین هندو اعتقاد به تناسخ و کارما وجود دارد. هندوها باور دارند که هنگام مرگ انسان روح او در بدنی دیگر متولد می‌شود و کیفیت زندگی کنونی نشان از مهربانی و خوبی در زندگی گذشته و کیفیت بد زندگی نشان از بدی در زندگی گذشته‌است و اینکه هر خوبی و بدی که بکنی در زندگی بعدی به تو باز خواهد گشت و اینکه بعضی انسان‌ها که خیلی بدی می‌کنند در زندگی بعدی خود در قالب جسم یک حیوان تناسخ پیدا می‌کنند.

    در بین بودایی‌ها و هندوها اعتقادات مشترکی نیز وجود دارد. مثلاً اینکه متولد شدن رنج است و تا زمانی که انسان آرزوها و نفسانیات خود را رها نکند و روح خود را پاک نگرداند این چرخه تولد و رنج ادامه خواهد داشت.

    دین بودائی[][ویرایش]

    در دین بودا اعتقاد به یک ذهنیت متافیزیکی وجود دارد که آن را همان روح و مرکز خود آگاهی انسان می‌دانند. در باور بودایی‌ها انسان دارای ۲ تا بعد و ۲ تا من هست.

    ۱من حقیقی: که همان ذهنیت متافیزیکی، روح و مرکز خودآگاهی انسان که پس از مرگ جسم باقی می‌ماند.

    ۲. من ذهنی (نفس / ego): که آن من کاذبی است که انسانها از خود در ذهنشان درست می‌کنند. یا به عبارتی تصوری که هر فرد در ذهنش بر اساس مادیات از خود ساخته‌است.

    گواتما بودا هنگامی که ذهن خود را پاک کرد و افکار خود را کنار گذاشت و همه دنیا را رها کرد به من حقیقی و روحانی و خود آگاهی پی برد و متوجه شد که این دنیا خواب است و انسانها با افکار و ذهنیات خود این دنیا و زندگیشان را ساخته‌اند.

    در دین بودا این ذهنیت متافیزیکی و افکار به عنوان روح شناخته می‌شود که باعث ایجاد (قانون جذب) می‌شود و با آگاهی، اراده و توجه کردن به چیزها مرتبط است.

    دین اسلام[ویرایش]

    روح کهربایی یا شبح کهربایی پروانه‌ای است که به دلیل شکل ظاهری، نامش را از شبح یا روح گرفته‌است.

    روح در زبان عربی به واژهٔ ریح (باد) نزدیک است. از همین رو بعضی معتقدند منشأ به‌وجود آمدن لغت روح و معنی آن چنین است: «ذَات لَطِیفَة کَالْهَوَاءِ سَارِیَة فِی الْجَسَد کَسَرَیَانِ الْمَاء فِی عُرُوق الشَّجَر»[۵] و در زبان عبری هم واژه روح(רוח) و هم واژه نفیش (נפשׁ) هست؛ که واژه نفیش به واژه‌های نَفس (به معنی خود) و نَفَس (به معنی دم و بازدم) بسیار نزدیک است.[۶] ادیان و فلسفه‌ها در وجود روح،[۷] روح پیش از زایش،[۸] تعریف روح، خاستگاه آن، کار و کارایی آن و چیستی مرگ هم رأی نیستند.[۹][۱۰] واژه روح در قرآن ۲۱ بار گفته شده‌است، و معانی گوناگونی دارد. مانند فرشته وحی (جبرئیل)؛ که با نام «روح القدس» و «روح الامین» به کار رفته‌است، فرشته‌ای که بالاتر از همه فرشتگان است و روح جدا از تن در انسان. به گفته قرآن خدا پس از پایان آفرینش انسان، از روح خویش در آن دمید، و سپس به فرشتگان دستور داد بر او سجده کنند.[]

    ملاصدرا باور دارد که روح در پیدایش مادی و در ماندگاری فرا مادی است: ابتدا بدن پدیدار می‌شود و سپس روح در آن روان می‌گردد اما به هنگام مرگ روح از بدن بیرون رفته و درقالب مثالی به جا می‌ماند (الروح جسمانیه الحدوث و روحانیه البقا)[۱۱] ملااحمد نراقی می‌گوید روح حقیقت فراگیر فرا مادی آدمی است و از آنجا که ویژگیهای گوناگونی دارد، برخی واژه‌های یادآور بخشهای فرا مادی انسان در معنی اجمالی خود برابر با روح اند ولی اگر درست نگاه کنیم از ویژگیهای آنند. مانند خرد (عقل)، روان (نفس) و جان.[۱۲]

    منبع مطلب : fa.wikipedia.org

    اثبات وجود روح با براهین حسی (هیپنوتیزم یا خواب مغناطیسى)

    خواب مغناطیسى، تجربه حسى روشنى است که وجود روح و تجرد آن را به خوبى ثابت مى‏کند . این نوع خواب، بارها در دنیا تجربه...

    اثبات وجود روح با براهین حسی (هیپنوتیزم یا خواب مغناطیسى)

    نویسندگان: حسین حقانی زنجانیمنبع: ماهنامه مکتب اسلام 1380 شماره 3حوزه های تخصصی:

    حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی هستی شناسی مقولات

    دریافت مقاله

    آرشیو

    آرشیو شماره ها:

    ۳۴۰

    سال ۱۳۸۷ (۳)

    سال ۱۳۸۶ (۱۲)

    سال ۱۳۸۵ (۹)

    سال ۱۳۸۴ (۵)

    سال ۱۳۸۳ (۸)

    سال ۱۳۸۲ (۴)

    سال ۱۳۸۱ (۱۰)

    سال ۱۳۸۰ (۱۰)

    سال ۱۳۷۹ (۷)

    سال ۱۳۷۸ (۱۲)

    سال ۱۳۷۷ (۶)

    سال ۱۳۷۶ (۱۱)

    سال ۱۳۶۰ (۱۱)

    سال ۱۳۵۹ (۱۳)

    سال ۱۳۵۸ (۱۱)

    سال ۱۳۵۷ (۱۲)

    سال ۱۳۵۵ (۹)

    سال ۱۳۵۴ (۱۲)

    سال ۱۳۵۳ (۱۲)

    سال ۱۳۵۲ (۱۳)

    سال ۱۳۵۱ (۱۲)

    سال ۱۳۵۰ (۱۲)

    سال ۱۳۴۹ (۱۱)

    سال ۱۳۴۸ (۱۲)

    سال ۱۳۴۷ (۱۱)

    سال ۱۳۴۶ (۱۲)

    سال ۱۳۴۵ (۱۱)

    سال ۱۳۴۴ (۱۲)

    سال ۱۳۴۳ (۱۰)

    سال ۱۳۴۲ (۶)

    سال ۱۳۴۱ (۱۲)

    سال ۱۳۴۰ (۱۲)

    سال ۱۳۳۹ (۱۰)

    سال ۱۳۳۸ (۳)

    سال ۱۳۳۷ (۴)

    چکیده

    متن

    خواب مغناطیسى، تجربه حسى روشنى است که وجود روح و تجرد آن را به خوبى ثابت مى‏کند . این نوع خواب، بارها در دنیا تجربه شده است .

    مسائل و مطالبى که تاکنون طى چند مقاله درباره اثبات وجود روح از دیدگاه فلاسفه و متکلمین بیان کردیم، همه مبتنى بر اثبات وجود روح از طریق عقل و دیدگاه عقلا بود و چه‏بسا این مطالب در قرن حاضر که بیشتر علوم، براساس تجربه و حس‏گرائى و علوم تجربى و طبیعى مورد تحقیق و بررسى قرار مى‏گیرد، چندان مورد قبول نباشد . از این‏رو در اینجا لازم است مقدارى نیز اثبات وجود روح یعنى مبدا غیر مادى و مجرد روح براساس براهین حسى، مورد بحث و مداقه قرار بگیرد تا مساله وجود روح از جنبه‏هاى مختلف حسى و غیر حسى، مورد بحث قرار گرفته باشد . و اگر برخى از مادیها مثل مارکسیست‏ها در دلائل فلسفى و علمى و ... خدشه کنند، در دلائل حسى و تجربى خدشه‏اى نباید بشود; مثلا دانشمندى مثل «بروسه‏» مى‏گوید:

    «به وجود روح مؤمن نخواهم بود مگر آن که آن را زیر چاقوى تشریح خود کشف کرده، ببینیم‏» (1) .

    به علاوه انسان، چون موجودى مادى است و با حس و تجربه بیشتر سروکار دارد و مى‏خواهد تمام موجودات را تنها از همین راه، تجزیه و تحلیل کند، بحث از دلائل حسى، ایمان او را به روح مجرد، زیادتر خواهد کرد .

    محمد فرید وجدى در «دائرة‏المعارف قرن بیستم‏» در این باره چنین مى‏نویسد:

    «... . ما ذکرناه من البراهین لا ینفع للعقل العصرى غلة و لا یبل له صدى فانه بما ظهر له من فساد اکثر المسلمات المنطقیة التى کان یحنى اسلافنا لها اصبح لا یعیر تلک المسلمات التفاتا الا اذا عضدها شاهد، من الحس فلا غروان سقطت الفلسفة العقلیة القدیمة التى کانت موضوع المفکرین و الحکماء الاقدمین و صارت الفلسفة الحسیة هی صاحب الدولة الیوم ...» (2) .

    «براهین عقلى که براى اثبات روح سابقا اقامه کردیم، نزد دانشمندان و عقلاى عصر جدید مفید نبوده و دردى از جامعه‏ها را برطرف نمى‏کند زیرا اکثر مسائل مسلم منطقى که گذشتگان بر آنها اعتماد داشتند و تسلیم این روشها بودند، برهم ریخته و علماى حسى امروز اگر شاهدى از حس براى اثبات مسائل عقلى نداشته باشند، آنها را به آسانى نمى‏پذیرند، امروز فلسفه حسى صاحب قدرت بوده، کارساز مى‏باشد» .

    از این‏رو اثبات وجود روح از طرق براهین حسى چه‏بسا مى‏تواند مفید باشد، حتى بالاتر این که محمد فرید وجدى با این که در دائرة‏المعارف خود دفاع از حقایق دینى کرده، آنها را بحق و مسلم و ثابت مى‏داند، در عین حال معتقد است که «مسلمات کهن علم منطق چه‏بسا مى‏تواند ما را به طرف باطل نیز سوق دهد زیرا چه‏بسا برخى از طرفداران طرق باطل; از قبیل «وثنیون‏» و مشرکین از بزرگان علم منطق بوده و در عین حال راه اشتباه رفته‏اند و در نتیجه با ایجاد فرقه‏هاى گوناگون و مذاهب مختلف اسلامى بعد از ظهور فلسفه یونانى در میان مسلمین چه‏بسا راه خطائى پیموده و حق و باطل را با یکدیگر مخلوط نموده‏اند زیرا عقل نیز چه‏بسا دچار اشتباه و خطا مى‏گردد» (3) .

    سؤال

    این سؤال در اینجا قابل طرح است که چگونه روح که مادى نیست و محسوس نمى‏باشد، از طریق حسى و براهین حسى قابل اثبات است؟

    پاسخ

    در پاسخ این سؤال باید گفت: روح با این که جسم نبوده و مادى نیست، اما با جسم در رابطه است و رابطه نزدیکى با جسم دارد و توسط جسم مادى، اعمالى انجام مى‏دهد و دلیل آن نیز نفس انسانى است که از طریق بدن و استخدام قواى بدنى کار انجام مى‏دهد و اعمال خود را توسط اعضاء و جوارح بدن انجام مى‏دهد و اصولا نفس را نفس مى‏گویند از این جهت که ذاتا مستقل از جسم و ماده است، اما از لحاظ عمل نیاز به جسم و ماده دارد و از این‏رو «شیخ الرئیس بوعلى سینا» فرق بین نفس و عقل را در همین ویژگى دانسته است و فلاسفه تصریح کرده‏اند که عقل مبدا و جوهرى است که هم ذاتا و هم عملا هیچ نیازى به ماده و جسم ندارد و مستقل از ماده و جسم کار مى‏کند و تعقل و تفکر مى‏کند اما نفس، عبارت از جوهرى و گوهرى است که ذاتا مستقل از ماده اما از نظر عمل، نیاز به ماده دارد .

    آرى این، در حقیقت‏یکى از نعمتهاى بزرگ الهى است که نفس را طورى آفریده و قابلیت درک حقایق را به او داده است که اگر در مواقعى، عقول بشرها خطا کرده و یا به اشتباه، استدلال و استنباط کنند، راه دیگرى براى آنان از طریق حسى و غیر آن قرار داده، آنها را راهنمائى مى‏کند و به این طریق بهانه‏هاى مشرکین و علما و فضلاى مکتب‏هاى فلسفى و حسى و تجربى را قطع; و راه حرکت‏به سوى واقع و اثبات روح و سایر مجردات را فراهم مى‏آورد . حتى آنها را به وحشت و حیرت مى‏اندازد و راه شناخت‏حقایق روحى و نفسى را به صورتهاى گوناگون براى آنان فراهم مى‏آورد تا شاید از گمراهى جدید آنان جلوگیرى شود .

    خواب مصنوعى

    راه‏هاى اثبات روح مجرد از طرق مختلف حسى به قرار زیر است:

    هیپنوتیزم (خواب مصنوعى) ; مانیسم (نیروى مغناطیسى) ; اسپریتیسم (احضار ارواح) ; رؤیا (روشن بینى و رؤیت از راه دور) است .

    منبع مطلب : ensani.ir

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 7 روز قبل
    3

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید