این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    درمان پیسی با قران

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    درمان پیسی با قران را از این سایت دریافت کنید.

    پیسی (قرآن)

    پیسی (قرآن)

    ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف

    پیسی، ناخوشی جلدی که پوست نقاط مختلف بدن مریض، دارای لکهای کم و بیش وسیع سفید می‌شود.

    فهرست مندرجات

    ۱ - تعریف پیسی ۲ - شفای پیسی

    ۲.۱ - شفا به دست عیسی با اذن خدا

    ۲.۲ - معنای اکمه

    ۲.۳ - استناد و اذن خدا در معجزات عیسی

    ۲.۴ - صدور معجزات از حضرت عیسی

    ۲.۵ - حکمت و کتاب حضرت عیسی

    ۲.۶ - پیامبر اولوا العزم

    ۲.۷ - درمان بیماریهای صعب العلاج

    ۲.۸ - شفای پیسی معجزه حضرت عیسی

    ۲.۹ - شفای پیسی نعمت خدا به عیسی

    ۲.۱۰ - شفای پیسی معجزه همیشگی حضرت عیسی

    ۳ - انکار معجزه حضرت عیسی توسط کفار

    ۴ - شیوع پیسی در زمان حضرت عیسی

    ۵ - علاج ناپذیری پیسی به طور عادی

    ۶ - پانویس ۷ - منبع

    ۱ - تعریف پیسی

    [ویرایش]

    پیسی، ناخوشی جلدی که پوست نقاط مختلف بدن مریض، دارای لکهای کم و بیش وسیع سفید می‌شود. [۱] در این مدخل از واژه «ابرص» استفاده شده است. ابرص به معنای کسی است که دچار برص شده و پیسی (که یک بیماری پوستی است ) گرفته . [۲]

    در آیه مبارکه « و ادخل یدک فی جیبک تخرج بیضاء من غیر سوء...» (و دستت را در گریبانت داخل کن؛ هنگامی که خارج می‌شود، سفید و درخشنده است بی آنکه عیبی در آن باشد) کلمه سوء به برص که یک نوع بیماری خطرناک پوستی است تفسیر شده است. [۳] [۴] اشاره به اینکه این سفیدی، سفیدی ناشی از بیماری برص نیست، بلکه نورانیت و درخشندگی و سفیدی جالبی است که خود بیانگر وجود یک معجزه و امر خارق عادت است. [۵] [۶] [۷] [۸] [۹]

    ۲ - شفای پیسی

    [ویرایش]

    ۲.۱ - شفا به دست عیسی با اذن خدا

    قرآن کریم در مورد شفای بیماری پیسی به دست عیسی علیه السلام، با اجازه خدا می فرماید: «ورسولا الی بنی اسرءیل انی قد جئتکم بـایة من ربکم... وابرئ الاکمه والابرص واحی الموتی باذن الله...» و (او را به عنوان) رسول و فرستاده به سوی بنی اسرائیل (قرار داده، که به آنها می‌گوید: ) من نشانهای از طرف پروردگار شما، برایتان آورده‌ام، ... و به اذن خدا، کور مادرزاد و مبتلایان به برص (پیسی) را بهبودی می‌بخشم، و مردگان را به اذن خدا زنده می‌کنم... .[۱۰]

    در این آیه نسبت خلقت را به عیسی علیه‌السلام داده، و این تعبیری است سؤ ال انگیز که مگر عیسی خالق است؟ در پاسخ باید دانست که کلمه خلقت به معنای بوجود آوردن از عدم نیست بلکه به معنای جمع آوردن اجزای چیزی است که قرار است خلق شود و لذا در جای دیگر فرموده : «فتبارک الله احسن الخالقین» (بزرگ است خدائی که بهترین خلق کنندگان است). [۱۱]

    ۲.۲ - معنای اکمه

    و کلمه اکمه به معنای کسی است که از شکم مادر بدون چشم متولد شده باشد، گاهی هم به کسی اطلاق می‌شود که چشم داشته و سپس نابینا شده است. راغب می‌گوید: می‌توان گفت : فلانی دیدگانش اکمه شد به حدی که چشم هایش سفیدگردید [۱۲] و کلمه ابرص به معنای کسی است که دچار برص شده و پیسی (که یک بیماری پوستی است) گرفته.

    ۲.۳ - استناد و اذن خدا در معجزات عیسی

    همچنین سیاق جمله «باذن الله» می‌فهماند که صدور این آیات معجره آسا از عیسی علیه‌السلام مستند به خدای تعالی و اذن او است. و خود آن جناب مستقل در آن و در مقدمات آن نبوده و این جمله را در آیه شریفه تکرار کرد تا اشاره کند به اینکه نسبت به تذکر آن اصرار دارد، چون جای این توهم بوده که مردم آن جناب را در زنده کردن مردگان مستقل بپندارند و در نتیجه به الوهیت آن جناب معتقد گشته و گمراه شوند و برای اعتقاد خود استدلال کنند به آیات معجزه آسائی که از آن جناب صادر شده، و لذا عیسی علیه‌السلام بعد از هر معجزه‌ای که از آن خبر می‌دهد کلام خود را مقید می‌کند به مشیت و اذن خدای تعالی، از خلقت خود خبر می‌دهد خبر خود را مقید می‌کند به اذن خدا، از مرده زنده کردنش خبر می‌دهد مقیدش می‌کند به اذن خدا.

    ۲.۴ - صدور معجزات از حضرت عیسی

    و ظاهر اینکه فرمود: «انی اخلق لکم» این است که این معجزات در خارج از آن جناب صادر می‌شده، نه اینکه از باب صرف تحدی و احتجاج خواسته است بفرماید: من چنین و چنان می‌کنم، چون اگر منظور صرف حرف بوده و خواسته عذر خصم را قطع و حجت را تمام کند، جا داشت کلام خود را به قیدی که این معنا را افاده کند مقید سازد، مثلا بفرماید: اگر از من بخواهید مرده را زنده می‌کنم و امثال این عبارات. علاوه بر اینکه آیات زیر که حکایت خطاب خدای تعالی به عیسی علیه‌السلام در روز قیامت است، بطور کامل دلالت می‌کند بر اینکه این معجزات از آن جناب سرزده است. [۱۳]

    ۲.۵ - حکمت و کتاب حضرت عیسی

    به دنبال صفات چهارگانه‌ای که در آیات قبل برای حضرت مسیح علیه‌السلام بیان شد، (آبرومند در دنیا و آخرت بودن، از مقربان بودن، و سخن گفتن در گاهواره و از صالحان بودن) به دو وصف دیگر از اوصاف آن پیامبر بزرگ که هر کدام نیز ترکیبی از مجموعه اوصاف مهمی است، اشاره می‌کند نخست می‌فرماید: خداوند به او کتاب و دانش و تورات و انجیل می‌آموزد، نخست به تعلیم کتاب و حکمت و دانش به طور کلی اشاره می‌کند و بعد دو مصداق روشن این کتاب و حکمت یعنی تورات و انجیل را بیان می‌نماید.

    بدیهی است افرادی که به عنوان رهبر جامعه بشریت از سوی خداوند تعیین می‌شوند، باید در درجه اول از علم و دانش کافی برخوردار باشند و آیین و قوانین زنده و سازنده‌ای با خود بیاورند و در درجه بعد دلایل و اسناد روشنی برای ارتباط خود با خدا ارائه دهند و با این دو وسیله ماموریت هدایت مردم را تکمیل و تثبیت کنند، در آیات فوق به این دو معنی اشاره شده است، در آیه اول سخن از علم و دانش و کتاب آسمانی حضرت مسیح علیه‌السلام بود، و در آیه دوم اشاره به معجزات متعدد او است.

    ۲.۶ - پیامبر اولوا العزم

    می‌فرماید: و (خداوند) او را رسول و فرستاده‌ای به سوی بنی اسرائیل قرار می‌دهد، ممکن است از این جمله در ابتدا چنین به نظر آید که ماموریت حضرت مسیح علیه‌السلام تنها دعوت بنی اسرائیل بوده است، همانها که در آن زمان گرفتار انواع خرافات و آلودگی‌های اخلاقی و عقیدتی و اختلافات شدید شده بودند و این با اولوا العزم بودن حضرت مسیح علیه‌السلام منافات ندارد، زیرا پیامبر اولوا العزم کسی است که دارای آیین جدید باشد خواه مأموریت او جهانی باشد یا نباشد (در تفسیر نور الثقلین نیز روایتی درباره منحصر بودن ماموریت حضرت مسیح علیه‌السلام به بنی اسرائیل نقل شده است [۱۴] )، پرنده، مبدل به موجود زندهای شود، و این می‌تواند نشانهای از صدق دعوی آورنده آن در مورد ارتباط با جهان ماوراء طبیعت و قدرت بی پایان پروردگار باشد.

    منبع مطلب : fa.wikifeqh.ir

    مفهوم برص در قرآن و ارتباط آن با مسایل پزشکى

    بسم الله الرحمن الرحیم (اذ قال اللّه یا عیسى ابن مریم اذکر نعمتى علیک وعلى والدتک إذ أیّدتک بروح القدس تکلّم الناس فى المهد و...

    مفهوم برص در قرآن و ارتباط آن با مسایل پزشکى (مقاله پژوهشی حوزه)

    درجه علمی: علمی-پژوهشی (حوزوی)

    نویسندگان: محمود فرهودىمنبع: پژوهشهای قرآنی 1376 شماره 11 و 12 ویژه نامه پژوهشهای بایسته قرآنیحوزه های تخصصی:

    حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن معارف قرآن موارد دیگر فرهنگ اصلاحات و واژه ها در قرآن

    دریافت مقاله

    آرشیو

    آرشیو شماره ها:

    ۷۳

    سال ۱۴۰۰ (۴)

    سال ۱۳۹۹ (۴)

    سال ۱۳۹۸ (۴)

    سال ۱۳۹۷ (۴)

    سال ۱۳۹۶ (۴)

    سال ۱۳۹۵ (۴)

    سال ۱۳۹۴ (۴)

    سال ۱۳۹۲ (۱)

    سال ۱۳۹۱ (۴)

    سال ۱۳۸۹ (۲)

    سال ۱۳۸۸ (۳)

    سال ۱۳۸۷ (۳)

    سال ۱۳۸۶ (۲)

    سال ۱۳۸۵ (۳)

    سال ۱۳۸۴ (۳)

    سال ۱۳۸۳ (۲)

    سال ۱۳۸۲ (۳)

    سال ۱۳۸۱ (۳)

    سال ۱۳۸۰ (۲)

    سال ۱۳۷۹ (۲)

    سال ۱۳۷۸ (۲)

    سال ۱۳۷۷ (۲)

    سال ۱۳۷۶ (۲)

    سال ۱۳۷۵ (۲)

    سال ۱۳۷۴ (۴)

    چکیده

    متن

    بسم الله الرحمن الرحیم

    (اذ قال اللّه یا عیسى ابن مریم اذکر نعمتى علیک وعلى والدتک إذ أیّدتک بروح القدس تکلّم الناس فى المهد و کهلاً وإذ علّمتک الکتاب والحکمة والتوراة والإنجیل وإذ تخلق من الطین کهیئة الطیر بإذنى فتنفخ فیها فتکون طیراً بإذنى وتبرئ الأکمه والأبرص باذنى وإذ تخرج الموتى باذنى وإذ کففت بنى إسرائیل عنک إذ جئتهم بالبیّنات فقال الذین کفروا منهم إن هذا إلاّ سحر مبین) مائده/ 110 چنین بود که خداوند گفت اى عیسى بن مریم، نعمتم را بر تو و برمادرت یاد آر، که تو را به روح القدس یارى دادم تا در گهواره (به اعجاز) و درمیانسالى (به وحى) با مردم سخن گفتى، ویاد کن که به تو کتاب وحکمت و تورات وانجیل آموختم، ویاد کن که به اذن من از گِل، چیزى به هیئت پرنده مى ساختى ودرآن مى دمیدى، پس به اذن من پرنده اى (جاندار) مى شد و به اذن من، نابیناى مادرزاد وابرص را بهبود مى بخشیدى، ویاد کن که مردگان را به اذن من زنده ازگور بیرون مى آوردى، ویاد کن که چون براى بنى اسرائیل معجزاتى آوردى (آسیب وآزار) آنان را از تو باز داشتم، آن گاه کفرپیشگان ایشان مى گفتند، این جز جادوى آشکار نیست. کلمه (الأبرص) در دو سوره قرآن مجید آیات 49 آل عمران و 110 مائده آمده است و هر دو آیه درمورد معجزات حضرت عیسى(ع) واز دلایل اثبات حقانیت و پیامبرى او مى باشد که آن حضرت به اذن پروردگار متعال، کور مادرزاد را درمان مى کرد وبه زنده کردن مردگان مى پرداخت واز گِل، شکل پرنده اى مى ساخت و درآن مى دمید که به صورت موجود زنده اى در مى آمد و(برص) را نیز درمان مى کرد. کلمه (برص) پذیرفته شده که نوعى بیمارى پوستى است که از جمله عوارض آن بروز تغییر رنگ پوست و سفید شدن موضعى آن مى باشد. اهمیت بررسى و درک صحیح آن در فرهنگ اسلامى، بدان جهت است که این عارضه در احکام فقهى وقانون ازدواج و طلاق مورد نظر قرار گرفته است وهنگامى که پس از عقد ازدواج، مشخص شود که زن مبتلا به (برص) بوده ومرد از آن اطلاعى نداشته است واحساس غبن نماید، یکى از عواملى است که مى تواند موجب فسخ عقد ازدواج زن و مرد گردد.1 این کلمه در فارسى به پیسى یا سفید شدن موضعى پوست درنقاط مختلف بدن، تعبیر شده است، ولى در پزشکى عارضه تغییر رنگ، بر اثر اختلال در رنگ دانه هاى پوست (چه افزایش وچه کاهش و ازبین رفتن سلولهاى حاوى رنگدانه) به دو گونه ایجاد مى شود. 1. به صورت ثانویه که شایع تر است و بیش تر در اثر بیماریهاى مزمن کبدى، اختلالات غددى بویژه غده فوق کلیوى، بیماریهاى خود ایمنى مانند بیمارى لوپوس (SLE)، کمبودهاى ویتامینى، مصرف داروهاى خاص و یا تماس با آنها، مانند داروهاى ضد سرطان ایجاد مى شود. مواردى از این دست درجریان جنگ تحمیلى رژیم بعث عراق، علیه ایران اسلامى در اثر بمبهاى شیمیایى نیز دیده شده است که در این موارد با درمان نهایى و یا بهتر شدن بیمارى زمینه اى و یا قطع تماس با ماده شیمیایى، این اختلال نیز بهتر شده و یا کاملاً خوب مى شود. 2. تغییر رنگ به شکل اولیه بوده که دراین صورت یا بواسطه بیمارى مادرزادى و ارثى ایجاد مى گردد. بدین گونه نوزاد از آغاز تولد مبتلا به کمبود فعالیت سلولهاى رنگ دانه اى است و علاوه بر سفید شدن پوست، عموماً با تغییر رنگ و سفید شدن موها و نیز تغییر رنگ مردمک چشم و ضایعات دیگر چشمى همراه است، و آن را دراصطلاح پزشکى (ALBINISM) مى نامند. ویا در طول زندگى بروز نموده که ممکن است توأم با بیماریهاى دیگر بوده و یا علامت بروز یکى از آنها باشد، که درصد نسبتاً کمى را شامل مى شود و یا به تنهایى بروز نموده وممکن است هیچ گونه علت واضحى نداشته باشد که بیش تر موارد چنین است و آن را در اصطلاح پزشکى (VITILIGO) مى نامند وظاهراً کلمه (پیسى) در فارسى به این نوع اختلال پوستى گفته مى شود. در نوع البینیسم (ALBINISM) اختلال، درمان نهایى ندارد، ولى در نوعى که با از بین رفتن بدون علتِ رنگدانه و سفید شدن موضعى پوست ایجاد مى شود (VITILIGO) در بررسیهاى آمارى مشخص شده که تا حدود یک سوم موارد ممکن است خود به خود به تدریج خوب شود و رنگدانه هاى پوست، به حالت طبیعى بازگشت نماید.3، 4، 5 اکنون باید ارزیابى نمود که آیا کنار هم نهادن کارهایى همانند شفا دادن کور مادرزاد که اگر با اختلالات عصبى چشمى همراه باشد، در پزشکى قابل درمان نیست، وزنده کردن مردگان ـ که فقط در قدرت بى پایان خداوند متعال مى باشد، و درمواردى اولیاى الهى (پیامبران) به اذن پروردگار هستى در مقطعى از زمان مى توانند آن را انجام دهند ـ وهمچنین از گِلى بى جان، پرنده اى جاندار ساختن، با بیمارى پوستى از نوع اولیه سفید شدن موضعى پوست (VITILIGO) درمواردى که با اختلال دیگرى همراه نباشد ـ که خود به خود نیز قابل خوب شدن است و به طور عموم زیان و آسیب مشخصى به سلامتى فرد نمى رساند وقابل سرایت به دیگران نیز نمى باشد و تنها یک تغییر رنگ پوستى در بعضى قسمتهاى بدن است ـ با سنگینى و صلابت و استوارى آیات الهى درمورد سه امرى که انجام آن براى بشر محال است، تناسبى دارد؟! درپاسخ، چنین ارزیابى مى شود که کلمه (برص) به معناى درست آن، جزو بیماریهایى باشد که درمان آن دست کم در زمان عیسى(ع) ناممکن یا بسیار دشوار بوده است. مانند بیمارى عفونى مزمن جذام (LEPROSY) که میکروب آن در انسان، بیش تر به بافتهاى سطحى بویژه پوست و اعصاب محیطى حمله مى کند، که با اختلالات عصبى و حسى و تغییر رنگ پوست و گاه سفید شدن آن در قسمتهاى مختلف بدن ونامنظم شدن سطح پوست درصورت و پیشانى درمراحل پیشرفته یکى از انواع آن، همراه است. واختلال عصبى حسى، یکى از علائم اولیه این بیمارى است که به ضعف و لاغرى و انقباض عضلانى واختلال عروقى و عفونت ثانویه آن دراثر ضربه مى انجامد، و موجب تخریب نسجى و حتى خوردگى استخوان بویژه در انگشتان دست و پا مى گردد که سرانجام سبب ازبین رفتن آنها مى شود. بروز دردهاى احشائى نیز از نشانه هاى این بیمارى است که انتشار ضایعه پوستى صورت به پلک چشم، سبب اختلال در باز و بسته شدن آن گردیده وممکن است به خشکى قرنیه، ضایعات دیگر چشمى و سرانجام کورى بیمار بیانجامد. انتشار میکروب جذام به دستگاه تناسلى مردان بالغ در مراحل پیشرفته، سبب عقیم شدن آنها مى گردد. 3، 4، 5، 6 فرق ضایعه پوستى در جذام با (VITILIGO) دراین است که تغییر پوست درجذام، همواره با اختلال حسى موضعى نیز همراه است، اما در (VITILIGO) درناحیه از بین رفتن رنگ پوستى هرگز اختلال حسى به وجود نمى آید. تا قبل از کشف عامل میکروبى آن Mycobacterium Leprus و درمان مربوطه در قرن جدید، جذام که از بیماریهاى مزمن ومسرى است، بسیار آزاردهنده و صعب العلاج و درمواردى کشنده بوده است. کتاب (معجم الفاظ القرآن کریم) چاپ مصر (1290 هجرى، 1970 م) نیز در شرح کلمه (الابرص) آمده است: (البرص هو ابیضاض الجلد من فقد خضابه و یحدث على شکل بقع مختلفة الحجوم وهو عرض من أعراض الجذام المتعددة والابرص هو المصاب بذلک الداء.)2 برص عبارت است از سفید شدن پوست در اثر از بین رفتن رنگ طبیعى آن و به صورت لکه هایى در اندازه هاى مختلف پدیدار مى گردد واین نوعى از انواع چندگانه جذام است و (ابرص) به چنین بیمارى گفته مى شود. شناخت بیمارى (برص) به عنوان یکى از انواع جذام، مطابق شرحى که دراین لغت نامه الفاظ قرآن کریم نیز ذکر شده است، واقعى تر و صحیح تر مى نماید، که به استناد گزاره هاى تاریخى در زمان حضرت عیسى(ع) در سرزمین فلسطین نسبتاً شایع بوده است. همچنین باید توجه داشت که درقرآن کریم کلمه (جذام) و یا (مجذوم) ذکر نشده است، تا بتوان آن را مدلولى جدا از کلمه (برص) در قرآن دانست. جالب توجه است که در بعضى کتب کلاسیک پزشکى موجود (3، 6) بیمارى جذام را علاوه بر نامهاى ویژه با عنوان ((BIBLICAL DISEASE بیمارى که درکتاب مقدس انجیل از آن یاد شده، نیز نامیده اند ومطابق یک ارزیابى آمارى 10 تا 20 میلیون نفر در دنیاى امروزه نیز به این بیمارى مبتلا هستند. براساس این نکته هاى علمى وقرائن موجود در آیات چنین مى نماید که (برص) باید نوعى بیمارى صعب العلاج باشد ونه تنها تغییر رنگ پوست. اینک انتظار مى رود که اسلام شناسان و فقیهان در زمینه احکامى که بر بیمارى (برص) مترتب شده، بیش تر دقت به عمل آورند وموضوع را با ژرفکاوى بیش ترى مشخص سازند. این دقت باعث مى شود که تفسیر درستى از (برص) به عمل آید و به عنوان یکى از بیماریهاى صعب العلاج از نوع جذام شناخته شود که احتیاج به تشخیص درست و تخصصى پزشکى و درمانى درازمدت دارد. باید تلاش کرد تا آیات الهى مورد سوء استفاده آنها که ضعف ایمانى دارند و یا (حدود الهى) را دراین مورد بدرستى نمى شناسند ویا تنها به دنبال هوى و هوس فردى هستند، قرار نگیرند. از سوى دیگر احکام اسلام همراه با حکمت و رحمت است. واگر بپذیریم که فقط با تغییر در رنگدانه هاى پوست و تفاوت نماى ظاهرى آن، آن هم اختلالى که اگر با بیماریهاى دیگر همراه نباشد، در حدود یک سوم موارد آن، خود به خود قابل برگشت بوده و بهبود مى یابد، عقد ازدواج خدشه دار شده و قابل قطع کامل باشد، باید دید چگونه احکام صادره از سوى اسلام در زمینه یاد شده با حکمت، سازگار است. گذشته ازاین، اگر بنا باشد که با تغییر رنگ سطحى پوست، عقد ازدواج، قابل فسخ باشد پس بیماریهاى بسیار بد عاقبت تر، مانند بیماریهاى پیشرفته کبد، بیماریهاى روماتیسمال ومزمن قلبى، بیماریهاى مزمن کلیوى، بیماریهاى دیابت قندى وابسته به انسولین (مخصوصاً از نوع جوانان) و بعضى از انواع بیماریهاى خونى مانند نوع شدید (تالاسمى) ـ که با از بین رفتن مداوم گلبول قرمز بواسطه اختلال در ترکیب ساختمانى آن همراه است و موجب کم خونى شدید وضایعات دیگر جسمى مى گردد و بیمارى ارثى بوده و درنسل هاى بعدى نیز بیمارى زا مى باشد ـ نیز باید مجوز فسخ باشد. امید است با تجدید نظر کارشناسانه وعمیق، این برداشت ازیکى از کلمات قرآن مجید، تصحیح شده و بدین ترتیب، عوارض اجتماعى آن در قانون ازدواج و طلاق نیز رفع گردد.

    منبع مطلب : ensani.ir

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 4 روز قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید