این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    حاج آقا بهلول

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    حاج آقا بهلول را از این سایت دریافت کنید.

    محمدتقی بهلول

    محمدتقی بهلول

    از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

    محمدتقی بهلول

    زادهٔ ۲۶ خرداد ۱۲۸۹

    روستای بیلند در گناباد

    درگذشت ۷ مرداد ۱۳۸۴ (۹۵ سال)

    تهران

    محل زندگی گناباد، مشهد، مصر، نجف

    ملیت ایرانی پیشه فقیه و عارف

    کارهای برجسته سخنرانی در واقعه مسجد گوهرشاد

    مذهب شیعه

    والدین نظام الدین (پدر)

    وبگاه علامه بهلول

    با بهلول اشتباه نشود.

    یکی از جلسات سخنرانی علامه بهلول

    محمّدتقی بُهلول بیلُندی گنابادی‌‌ مشهور به شیخ بهلول یا علامه بهلول از عارفان و‌ فقهای معاصر ایران بود.

    کودکی و نوجوانی[ویرایش]

    محمّد تقی بهلول در ۸ جمادی الثانی ۱۳۲۸ هجری قمری برابر با ۲۶ خرداد ۱۲۸۹ شمسی در روستای بیلند شهرستان گناباد متولد شد[۱].

    خود شیخ در قالب شعری بدان اشاره دارد:[۲]

    ...به سال یکهزار و سیصد وسی/ دو کمتر سال, مهتابی نه شمسی

    به روز هشت ماه جیم ثانی/ مرا شد جا در این دنیای فانی

    به سال هشتمین از فضل یزدان/ به مکتب حفظ کردم کل قرآن

    از آن ساعت الی ده سال تکمیل/ مرا بوده است, شغل و کار, تحصیل ...

    در کودکی به مکتب پدرش رفت و هشت ساله بود که حافظ کل قرآن شد. سپس به تحصیل علوم قدیمه پرداخت و دوره‌هایی چون شرح لمعه، مطول تفتازانی و حاشیه را نزد پدر گذراند. در همین دوران در مجالس روضه‌خوانی شرکت می‌کرد و به گفته خودش، در کودکی برای زنان منبر می‌رفت که در آن زمان به خاطر رفتار خاصش به بهلول شهرت یافت.

    در ۲۷ سالگی برای تکمیل دروس حوزوی به مشهد رفت و پیش سید حسین طباطبایی قمی درس گرفت.

    فعالیت سیاسی[ویرایش]

    نخستین برخورد سیاسی او برهم‌زدن مراسمی بود که در اول محرم به مناسبت حضور همسر رضاشاه و امان‌الله خان پادشاه افغانستان در باغ ملی سبزوار بر پا بود. به این ترتیب تحت تفقیب عوامل حکومت پهلوی قرار گرفت و پیاده رهسپار قم شد و سپس به کربلا رفت.[]

    پس از بازگشت از کربلا برای ادامه مبارزات، با توافق، همسر خود را طلاق داد.[]

    واقعهٔ مسجد گوهرشاد[ویرایش]

    مقالهٔ اصلی: واقعه مسجد گوهرشاد مشهد (۱۳۱۴)

    مهمترین حرکت سیاسی بهلول پس از اقدامات رضاشاه در جهت فرنگی‌مآبی به وقوع پیوست. دستور رضاشاه برای برسرنهادن کلاه شاپو، با مخالفت روحانیون مواجه گشت. روحانیونِ مشهد نیز با تجمع در منزل یونس اردبیلی، تصمیم به فرستادن نمایندگانی برای مذاکره با رضاشاه گرفتند و سید حسین طباطبایی قمی به این منظور انتخاب شد. وی که رهسپار قم بود با توقف در باغ سراج الملک شهر ری بازداشت و ممنوع‌الملاقات شد.[۳]

    به دنبال انتشار این خبر در مشهد، مردم با تجمع در مسجد گوهرشاد، خواستار آزادی سید حسین طباطبایی قمی شدند. از سویی بهلول نیز در شهر فردوس علیه حکومت سخنرانی کرد. پس از فرار از دست مأمورین شهربانی فردوس با کمک نجفی (از علمای فردوس) به مشهد رفت و پیش از دستگیری توسط مأمورین شهربانی، توسط مأموران آستان قدس در یکی از حجره‌های صحن زندانی شد.

    مردم که از این ماجرا اطلاع یافتند به کمک نواب احتشام رضوی وی را آزاد کردند و او نیز با رفتن به روی منبر، سخنان تندی را علیه حکومت ایراد کرد. بهلول در شب ۲۰ تیر ۱۳۱۴ دوباره به منبر می‌رود و همراه نواب احتشام و حسین اردبیلی سخنانی را ضد دستگاه رضاخان بیان می‌کند.[]

    سرانجام در ساعت ۲۱ استاندار و فرمانده لشکر مشهد به مسجد حمله کرد و با مسلسل و تفنگ به قتل‌عام مردم اقدام نمود.[]

    پس از واقعه گوهرشاد[ویرایش]

    وی پس از واقعه مسجد گوهرشاد به علت تحت تعقیب بودن به افغانستان هجرت کرد.

    به محض ورود بهلول به افغانستان استاندار هرات مطلع شد و دستور داد که بهلول را به خانه سرمنشی استاندار ببرند و تحت مراقبت قرار دهند. استاندار هرات پس از این کار ورود بهلول را به کابل- مرکز افغانستان- اطلاع داد و کسب تکلیف کرد. پس از ۴۰ روز به استاندار دستور رسید که بهلول را به کابل بفرستد.

    در کابل دولت تصمیم گرفت بهلول را به ایران تحویل ندهد، ولی اورا زندانی کند تا نتواند کارها و اقداماتی که در ایران علیه حکومت انجام داده بود در افغانستان هم انجام بدهد. بهلول به مدّت ۴ سال از عمر خود را در زندان انفرادی گذراند و کار و سرگرمی‌اش جوراب بافی و سرودن شعر شده بود که در آن دوران تقریباً صد هزاربیت شعر سرود و چون اجازه نداشت که از قلم و کاغذ استفاده کند همه اشعارش را حفظ کرد. []

    پس از آزادی به دمشق می‌رود و سپس رهسپار مصر می‌شود و دانشگاه الازهر را محل دائم حضور خود قرار می‌دهد که مورد توجه دانشجویان نیز قرار می‌گیرد؛ از سویی توسط جمال عبدالناصر که مخالف رضاشاه بود، رئیس بخش فارسی رادیو و تلویزیون مصر می‌شود.

    سریال[ویرایش]

    سال ۱۳۹۸ سریال از یادها رفته به کارگردانی بهرام بهرامیان تولید شد که در این سریال حسن علیرضایی نقش بهلول گنابادی را بازی کرد.

    بازگشت به ایران[ویرایش]

    بهلول پس از یک سال و نیم دیگر اقامت در مصر با اجازه دولت این کشور، برای دیدن خواهر و مادرش به نجف رفت و پس از دو سال و نیم اقامت در کنار حرم علی، به ایران بازگشت و همان زمان توسط نیروهای حکومت پهلوی دستگیر شد.

    پس از انقلاب[ویرایش]

    وی در سال‌های بعد از انقلاب اسلامی ایران، در خراسان شهرستان گناباد سکونت داشت و به وعظ مشغول بود.

    دیدگاه وی دربارهٔ رهبر ایران[ویرایش]

    شیخ بهلول همیشه حمایت و ارادت خود را به سید علی خامنه‌ای بیان می‌کرد. او چه در زمان ریاست جمهوری و چه در زمان رهبری، با او ملاقات می‌کرد و می‌گفت: «وظیفه ماست که به رهبر شیعیان سر بزنیم و ایشان را حمایت کنیم».[۴]

    فعالیت‌ها[ویرایش]

    وی علاوه بر تسلط بر ادبیات عرب و تاریخ انبیاء، اشعار نغز و طنز نیز می‌سرود و گفته می‌شود ۲۰۰ هزار بیت سروده و ۵۰ هزار بیت نیز از شاعران دیگر حفظ بوده‌است.

    نمونه شعر:

    دار دنیا منزلی پست و خس است نیست منزل در حقیقت محبس است

    مردمی که اندر جهانی فانی اند چون به دقت بنگری زندانی اند

    منبع مطلب : fa.wikipedia.org

    محمدتقی بهلول

    محمدتقی بهلول

    ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف

    محمدتقی بهلول (۱۲۷۹-۱۳۸۴ش)، از عارفان، فقها و علمای مشهور و مبارز معاصر ایران بود.

    او در سبزوار، قم و نجف علوم دینی را نزد اساتیدی چون ملا علی معصومی همدانی و سید ابوالحسن اصفهانی فرا گرفت.

    ایشان از جوانی مبارزات سیاسی و سخنرانی و خطابه‌های روشنگرانه خود را در راه ترویج اسلام تا اواخر عمر ادامه داد. وی نقش بزرگی در قیام مسجد گوهرشاد بر ضد حکومت پهلوی داشت و بعد از حمله و کشتار مردم، به افغانستان هجرت کرده و مدت سی و پنج سال اقامت وی در افغانستان به اسارت و تبعید گذشت، ایشان در این مدت، به تبلیغ و ترویج دین پرداخت.

    از ویژگی‌های شیخ بهلول ساده‌زیستی وی بود. بهلول به حافظه قوی معروف بود که در سنین کهولت نیز کم نشد، همچنین در تمام طول سال، جز روزهای حرام روزه بود و در تمام عمر طولانی جز نان و ماست و برخی از میوه‌ها آن هم به‌مقدار کم، میل نکرد.

    فهرست مندرجات

    ۱ - نسب ۲ - ولادت ۳ - تحصیلات ۴ - مبارزات سیاسی ۴.۱ - افشاگری در قم

    ۴.۲ - توصیه به مبارزه

    ۴.۳ - واقعه مسجد گوهرشاد

    ۴.۴ - توطئه علیه بهلول

    ۴.۵ - اسارت و تبعید در افغانستان

    ۵ - سفر به سوریه و مصر و عراق

    ۶ - ویژگی‌های فردی ۶.۱ - حافظه قوی ۶.۲ - ذوق شعری

    ۶.۳ - برخی از ویژگی‌ها

    ۷ - خاطرات ۸ - وفات

    ۹ - پیام رهبر انقلاب

    ۱۰ - پانویس ۱۱ - منبع

    ۱ - نسب

    [ویرایش]

    جد شیخ محمدتقی بهلول حاج محمدطاهر خزائی که در عربستان زندگی می‌کرد در صدد تحقیق راجع به مذهب تشیع برآمد و پس از تحقیق بسیار به حقانیت شیعه دوازده امامی پی برد و این مذهب را برگزید و چون اهالی منطقه اهل‌سنت بودند، راهی ایران شد. ورود وی به ایران با آغاز سلطنت آقا محمدخان مصادف بود. او در ایران اقامت نمود و صاحب فرزندان و نوادگان بسیار شد.[۱]

    پدر شیخ بهلول، «شیخ نظام‌الدین» نام داشت که فرزند زین‌الدین بن ملا صادق بن محمدطاهر خزائی بود. او مجتهد شهر گناباد و سرآمد اهل زمان به‌شمار می‌رفت. دروس حوزوی را در گناباد شروع کرد و در همان‌جا با دختر مرحوم حاج محمدباقر نوه عمویش که از نوادگان شیخ محمدطاهر خزائی بود، ازدواج کرد. شیخ نظام بعد از تحصیل در گناباد، چون راه کربلا بسته بود، به مشهد و مدتی بعد به سبزوار رفت و در درس خارج مرحوم «حاج ابراهیم سبزواری» درس حکمت و فلسفه حکیم حاج ملا هادی سبزواری حاضر شد. عموی شیخ بهلول، حکیم آیت‌ الله محمدحکیم خراسانی نیز از علمای بزرگ به‌شمار می‌رفت.[۲]

    «وی عالمی فاضل، حکیمی متاله، فیلسوفی ماهر، از اجله حکما و مدرسین اصفهان ، صاحب ملکات فاضله در اخلاق و آداب و حسن معاشرت ممتاز و محضرش مجمع ارباب فضل و کمال و خود از شاگردان آخوند ملامحمد کاشی و جهانگیرخان قشقایی بود و در مدرسه صدر تنها زندگی می‌کرد. جمع زیادی از فضلا و طلاب در خدمتش تلمذ می‌نمودند. او در تربت متولد شد و از سال ۱۳۱۶ هجری قمری در اصفهان ساکن گشت». [۳] حکیم خراسانی در سال ۱۳۵۵ق درگذشت و در تکیه ملک نزدیک «آخوند کاشی» به‌خاک سپرده شد.[۴]

    ۲ - ولادت

    [ویرایش]

    هشتم جمادی الثانی سال ۱۳۱۸ هجری قمری (۱۲۷۹ هجری شمسی) بود و شیخ نظام‌الدین در مسجد روستای بیلند گناباد مشغول نماز جماعت بود که ناگهان شخصی نفس زنان خود را به مسجد رساند و فریاد کشید: آقا همسرتان درد زایمان گرفته است. فوری به منزل بیایید. شیخ نظام نماز را به پایان برد و عازم منزل شد. ساعتی بعد صدای گریه نوزاد در خانه پیچید، طفل که هفت ماهه متولد شده بود، چهارده ساعت بیهوش بود و زمانی که به هوش آمد، شیخ به سجده افتاد و طفل را محمدتقی نام نهاد.[۵]

    ۳ - تحصیلات

    [ویرایش]

    بهلول در شش سالگی به مکتب رفت. قرآن را نزد خاله پدر آموخت و در هشت سالگی حافظ کل قرآن شد. درس‌های حوزه از ادبیات تا قوانین را نزد پدر آموخت و جهت ادامه تحصیل راهی سبزوار شد و از آنجا به قم مهاجرت کرد. دروس سطح ( رسائل و مکاسب ) را نزد آیت‌ الله آخوند ملاعلی معصومی همدانی فرا گرفت. مدتی بعد ابتدا برای زیارت و سپس برای تکمیل تحصیلات راهی نجف اشرف شد و در درس خارج آیت‌ الله سید ابوالحسن اصفهانی حاضر شد.[۶]

    ۴ - مبارزات سیاسی

    [ویرایش]

    شیخ بهلول در منبرهای خود در گناباد به مخالفت با فرقه صوفیه و افشاگری علیه آنان می‌پرداخت. وقتی پدر، جان وی را در خطر دید، او را به سبزوار فرستاد. شیخ بهلول رمضان آن سال در سبزوار به منبر رفت و شروع به انتقاد از کارهای خلاف شرع دولت و ماموران حکومتی کرد. در ابتدای ماه محرم آن سال امان‌الله خان پادشاه افغانستان که از سفر ترکیه و دیدار آتاترک باز می‌گشت، به سبزوار رسید. پیش از آمدن او باغ ملی سبزوار را آذین بسته بودند. زنان رقصنده با مشروبات الکلی آماده پذیرایی از امان‌الله خان بودند. مؤمنین سبزوار محرمانه گریه می‌کردند، ولی جرئت مخالفت نداشتند. شیخ بهلول ساعت چهار بعد از ظهر آن روز به باغ ملی و محل جشن رفت. آن منظره را تماشا کرد و آهسته آهسته شروع به گریه کرد. به‌تدریج مردم دور او جمع شدند. شیخ که فرصت را مناسب می‌دید، شروع به صحبت کرد:

    من تاسف می‌خورم که چرا باید شب اول محرم شهر ما مثل شام زینت شود و دشمنان دین در این باغ عیاشی کنند و کارهای خلاف شرع انجام دهند. باید این بساط برچیده شود. به‌تدریج با حضور انبوه مردمی که به حمایت از بهلول جمع شده بودند، شهردار سبزوار مضطرب و لرزان به ماموران شهربانی دستور داد بساط جشن را جمع کنند. امان‌الله خان که باخبر شده بود نظم سبزوار به هم خورده است، همراه میزبانش تیمورتاش باعجله از شهر گذشت و تا نیشابور در هیچ کجا توقف نکرد. پس از این ماجرا شیخ بهلول با پای پیاده از سبزوار عازم قم شد سفری که حدود یک ماه و نیم طول کشید.[۷]

    ۴.۱ - افشاگری در قم

    به حکم رضاشاه پهلوی قبرستان میدان آستانه قم تخریب گردید. شاه می‌خواست آنجا را باغ ملی کند، ولی چون می‌دانست علمای قم به او شکایت خواهند کرد، ابتدا به شهردار قم دستور داد به‌جای قبرستان، مرکز فساد احداث کنند. این‌کار با مخالفت علما روبه‌رو شد و سه ماه بعد که شاه به قم آمد، مخالفت خود را به او اعلام کردند. در طی این مدت شیخ بهلول ضمن مشورت با علما و مقدسین قم به مقابله با این فعالیت‌ها پرداخت و در سخنرانی‌های آتشین به افشاگری علیه رژیم پرداخت.

    رییس شهربانی قم درصدد دستگیری او برآمد، اما شیخ بهلول هربار موفق به فرار از چنگ ماموران دولتی می‌شد. این جنگ و گریز چند ماه ادامه داشت و دامنه فعالیت‌ها و مبارزات او به روستاهای اطراف کشیده شد. سرانجام ماموران او را در روستای حاجی‌آباد دستگیر کردند و زمانی که قصد انتقالش را داشتند، شیر زنی آزاده به یاریش شتافت. فاطمه حاجی‌آبادی خود را به پشت بام رساند و با فریادهای مداوم مردم را از دستگیری شیخ باخبر ساخت. ماموران وحشت زده پا به فرار گذاشتند و بهلول به سبزوار بازگشت و همراه مادرش به قصد زیارت عتبات عالیات راهی عراق شد. تصمیم او این بود که علاوه بر زیارت، به تکمیل تحصیلات بپردازد. اما دیدار و گفت‌و‌گویی سرنوشت ساز برگ زرین دیگری از کتاب مبارزات او را ورق زد.[۸]

    منبع مطلب : fa.wikifeqh.ir

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 7 روز قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید